با تداوم وضعیت افت حرکت های اعتراضی مستقیم ضد دیکتاتوری خیابانی، از بین مجموعه عوامل و دلایل قرار گرفتن در وضعیت حاضر، دست کم چهار فقره کسری مهم در خیزش انقلابی ژینا مطرح شده است. این فقرات عبارتند از ناتوانی جنبش انقلابی در جذب بخش مهمی از قشر خاکستری جامعه و افزایش شمار شرکت کنندگان در اعتراضات خیابانی، عدم حضور توده کارگران به صورت طبقه در دوره اوج خیزش انقلابی و حتی فروکش جنبش مطالباتی مقارن با اوج جنبش علیرغم حضور گسترده کارگران و توده های اعماق جامعه در اعتراضات (که این واقعیت در پیشینیه اکثریت اعدام شده گان و بخش مهمی از اسرای این خیزش آشکار است)، عدم شکل گیری آلترناتیو مورد قبول مردم در عین صراحت یابی بی اعتمادی مردم به گرایش سلطنت طلب و رسانه های پرسروصدای طیف حامی قدرت های غربی، عدم شکاف لازم در نیروهای سرکوب در حد فروپاشی رژیم در پیامد اعتراضات و چربش قدرت سرکوب، پس از چند ماه رویارویی بین مردم و نیروهای سرکوب.
اگر با این هدف که جنبش انقلابی در موج بعدی بتواند بر ضعف های مهم خود غلبه کند و یا حداقل تصور درستی از موانع پیش رو داشته باشد نقدا به همین ضعف های چهارگانه در تشریح افت خیزش انقلابی بسنده کنیم، در این صورت در حوزه آسیب شناسی بسهولت مشاهده می کنیم که هر چهار ضعف با هم در ارتباط هستند: قشر خاکستری یا حداقل بخش قابل توجهی از آن زمانی ممکن است پیگیرانه در اعتراضات خیابانی شرکت کند که افق روشنی در برابر خود ببیند و در قیاس هزینه و فایده، چنین حضوری را سودمند و ثمربخش بیاید. افق روشن زمانی شکل می گیرد که آلترناتیوی مورد اعتماد اکثریت مردم از درون مبارزات ضد دیکتاتوری شکل بگیرد. آلترناتیو هم صرفا با دست رد زدن به مدعیان بی اعتبار به دست نمی آید و این فقط جنبه نفی آن است. خیزش انقلابی باید بتواند در فرایند قطب بندی ناگزیر طیف های مدعی رهبری خیزش انقلابی،شکاف ناشی از رقابت نیروها در حوزه نفی و رانده شدن برخی از آنها از میدان آلترناتیو را با هم افزایی ناشی از همگرایی نیروهای واجد ظرفیت و مورد اعتماد در میدان مبارزه پر کند تا از این طریق وزن و دامنه اعتراضات همچنان گسترده و فراگیر باقی بماند و همراه طیف بندی نیروها، تجزیه نشود. تحلیل آناتومی بخش ها، لایه ها و نیروهای اصلی دارای پتانسیل شکل دادن به آلترناتیو مورد وثوق مردم در جامعه ما نشان می دهد که شکل گیری چنین آلترناتیوی به شکل گیری همزمان رشته ای از همگرایی های پایدار و موردی در سطوح متفاوت در میان این بخش ها و لایه های مختلف مشروط است. به عنوان مثال اگر بازنشستگان را یکی از این لایه ها بدانیم، ضروری است تا همزمان و در طول مبارزه برای شکل گیری یک آلترناتیو مورد قبول مردم، همگرایی پایدار میان گروههای مختلف بازنشستگان هم شکل بگیرد و نه این که گسترش مبارزه جاری و شکل گیری همگرایی های پایدار در میان بازنشستگان به شکل گیری آلترناتیو مشروط شود. زیرا مساله اساسا بر سر تاثیر متقابل است. ایجاد بلوکی از نیروها و تشکل های مستقل کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران و سایر لایه های مزد و حقوق بگیر و زحمتکش و متعلق به اعماق جامعه به عنوان آلترناتیو، مستلزم تشکل یابی مستقل یکایک این نیروها، صراحت یابی هدف های بلافصل و مرحله ای آنان و روشن شدن فصل مشترک های مبارزاتی شان با لایه های دیگر است. هیچ یک از این فقرات نمی تواند معطل شکل گیری آلترناتیو بماند و ناگزیر است دستور کار مستقیم و نقطه عزیمت اولیه خود را از نیازها و منافع بلافصل خود در قالب محورها یا برنامه اقدام بگیرد، بدون آن که در همان نقطه عزیمت اولیه درجا بزند و فروبماند. آلترناتیو امری است که به شکل همزمان و از جوانب مختلف ساخته می شود. از آنجا که سازندگان آن راهبردها، راهکارها و وزن اجتماعی متفاوتی دارند، قابل فهم است که در برخی زمینه ها توافق و برخی زمینه های دیگر عدم توافق داشته باشند. به این ترتیب شکل گیری آلترناتیو مستقل و از پائین، در حداقلی ترین شکل در قالب یک بلوک از نیروهای دارای همگرایی پایدار، مستلزم پایش موانع و فرصت ها، سطح خودسامان یابی و ظرفیت های همگرایی در حوزه های زیر است:
حوزه مبارزه مدنی شامل آزادی پوشش، حقوق زنان، آزادی بیان، مبارزات دانشجویی، حقوق بشری، محیط زیستی ، حمایت از کودکان کار و…
حوزه مبارزه برای دستمزد، بهبود معیشت و شرایط کار
حوزه مبارزه ملیت ها برای حقوق پایمال شده
حوزه جنبش دادخواهی
حوزه نبرد برای آزادی زندانیان سیاسی و لغو بی قید و شرط اعدام
و حوزه مبارزه اپوزیسیون در خارج از کشور
اشاره به همگرایی در این حوزه ها به معنای این نیست که کل موجودیت شان دارای همپوشانی مطلق با هم است و همچنین به معنای سازوکار و ساختار سازمانی از پیش شکل یافته خاص و ویژه ای که در اتاق فکر گروه و یا محفل و گرایش خاصی تدوین شده باشد نیست، تاکید بر تلاش مستقل بخش های مستقل برای خودسامان یابی در حدی است که شرایط ایجاد همگرایی پایدار و هم اندیشی بر سر شکل تبلور آن را در قالب آلترناتیو در میان آنان فراهم آورد.
در واقع مبارزه برای یک آلترناتیو مستقل و از پائین، از مبارزه جاری نیروهای واجد چنین ظرفیتی در مسیر خودسامان یابی مستقل جدا نیست، بلکه در تداوم و تکامل آن است. هر چه همگرایی پایدار نیروهای هم سرنوشت استوارتر باشد و هسته سفت بلوک آلترناتیو از وزن اجتماعی موثرتری برخوردار باشد، خیزش بعدی عمق و دامنه بیشتری خواهد داشت و هر چه خیزش انقلابی پیش رو گسترده تر، نیرومندتر و توده ای تر باشد، به همان میزان امکان شکاف در نیروهای سرکوب و از هم پاشیدن آنها بیشتر می شود.
شانزده بهمن 1402 و 5 فوریه 2024
اتحاد کارگران انقلابی ایران
بیان دیدگاه