مشقِ اعتصاب تا روزِ امتحان

مقدمه ی اتحاد کارگران انقلابی ایران: یک هفته اعتصاب و اعتراضات خیابانی کارگران فولاد اهواز رژه ای بود از صف مستقل کارگران در مقابل ستم و استثماری که از سوی صاحبان سرمایه به کارگران تحمیل می شود. ستم و استثماری که حمایت حاکمیت را هم همراه خود دارد.

به هرحال کارگران اکنون به اعتصاب پایان داده اند. در مسیر سازماندهی، در طول اعتصاب و در هنگامه پایان دادن به اعتصاب کارگران با افت و خیزهائی روبرو بودند که در یک حرکت توده ای مستقل قطعا و قطعا ناگزیری آن قابل انتظار بود.

در دوره بعد از این اعتصاب تا اعتصابات بعدی، که ناگزیری آنها هم دور از انتظار نیست، این فرصت برای کارگران فولاد اهواز، و فعالین کارگری بخش های دیگر وجود دارد که یک ارزیابی از نکات مثبت و منفی حرکت خود بدست بدهند تا بتوانند در حرکت های بعدی این تجربه را بکار بگیرند.

ما در اتحاد کارگران با علم به ناگزیری وجود تفاوت ها در بین کارگران، و با احترام به این تفاوت نگاهها ارزیابی خود را از این حرکت در اختیار دیگران قرار می دهیم. باشد که در مسیر پیشِ رو بکار بیاید.

———————–

کارگران فولاد به اعتصاب چندروزه خود پایان دادند. این را کارگران در اطلاعیه خود اعلام کردند. آنها هم چنین گفتند بخشی از همکاران وعده های کارفرما را پذیرفته و تصمیم به پایان اعتصاب گرفتند. گویا مدیر کارخانه هم قرار است بیست و چهار نفر از کارگران را به دادگاه بکشاند. آن گروه از کارگران که با پایان دادن به اعتصاب مخالف بودند؛ شکل گیری اختلاف نظر در درون کارگران و پایان گرفتن اعتراض را با تهاجم کارفرما و شکایت از کارگران اعتصابی مرتبط دانسته اند. و متقابلا آن گروهی از کارگران که با گرفتن بخشی از مطالبات و امید به وعده های اجرای بخشی دیگر از سوی مدیریت به سر کار برگشته اند، به نام درد معیشت و خانواده اولویت را به بهبود جزئی و فوری وضع معیشتی خانواده های خود داده اند و نه پیگیری اعتصاب و راه پیمایی های خیابانی برای امنیت شغلی پرسنل شفق یا مطالباتی نظیر اجرای کامل طرح طبقه‌بندی مشاغل و یا بازگشت به کار اخراج شده گان و…

در حقیقت در غیاب وجود یک تشکل مستقل پایدار کارگری در بین کارگران فولاد، نظیر سندیکا و فقدان سازوکاری که بتواند ضمن حفظ اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران در برابر توطئه های کارفرمایان و دولت، به شیوه ای پیگیرانه مطالبات پایه ای آنان را پیگیری کند، اعتصاب فعلا خاتمه یافته است. با خاتمه اعتصاب و اعتراض کارگران و تعرض فوری مدیریت و حراست بر علیه کارگران از طریق تشدید فشار و تهدید به اخراج و کشاندن به دادگاه، شرایط بار دیگر برای غیرسازمان یافته ترین و خودبه خودی ترین شکل «مجمع عمومی» کارگران هم به سمت نامساعد شدن میل کرده است چه رسد به تشکیل مجمع عمومی کارگران با هدف ایجاد سندیکا. یک بار دیگر فرصت ایجاد نهاد مستقل پایدار کارگران در بطن شرایط اعتراض و اعتصاب کارگران فولاد بلااستفاده مانده و اکنون پراکندگی کارگران و تهدیدات و تعرض کارفرما و نیروهای سرکوب باقی مانده است.

البته همه امیدوارند کارگران بار دیگر بتوانند متحدا در برابر تشدید فشار کارفرما و نیروهای حراستی و امنیتی ایستادگی کرده و اعتراضات خود را از سر بگیرند. این امیدواری با توجه به تجربه مشقِ اعتصابِ کارگران فولاد که حاکی از آن است که آنها بسادگی تسلیم نخواهند شد، امیدی واهی نیست، بلکه واقعی و متکی بر تجربه است. با این حال در لحظه کنونی در اثر شکافی که بین کارگران پدید آمده، به نظر می رسد که همین شکاف حتی بخش مهمی از منافع آنی و بی واسطه عموم کارگران را در اعتراضات جاری آنان بلعیده است.

نظری که با لاقیدی، مشاجره بین گرایش معتقد به مبارزه کارگری بر پایه ایجاد تشکل مستقل سندیکایی و اتحادیه ای و گرایش معتقد به جایگزینی «مجامع عمومی» خود به خودی در دوره های اعتراضات کارگری به جای تشکل های سندیکایی و اتحادیه ای را «جنگ زرگری» میان گروههای بی ارتباط با مبارزات کارگری توصیف می کند، در برابر شکافی که اکنون می رود تا دستاوردهای مبارزاتی کارگران فولاد را کمرنگ کند چه می گوید؟ اگر باشند گروههایی که حاشیه ای هستند، کارگران مبارز فولاد که حاشیه نیستند، بلکه متن هستند. آیا داشتن یا نداشتن تشکلی مستقل از خود این کارگران که در فصل تهاجم متحد کارفرما و دولت به آنان از منافع آنی و بی واسطه و همچنین درازمدت کارگران دفاع کند، علی السویه است؟

 نظری که با تقدیس حرکت های خود انگیخته کارگری علیرغم ورود به عصر شبکه های اجتماعی و رسوخ گسترده شبکه های اجتماعی در کشور،  با توجیهات  تسلیم طلبانه همچنان ایجاد تشکل های سندیکایی و اتحادیه ای مستقل را در شرایط حاضر ناممکن می داند، پیامدهای منفی ناشی از رها کردن جمعی از هم طبقه ای های هم سرنوشت در خانواده بزرگ فولاد به سود بهبود جزئی معیشتی جمعی دیگر از کارگران را اکنون با کدام سازوکاری چاره اندیشی می کند؟ تقدیس فقدان تشکل مستقل کارگران به هر بهانه و زیر هر پوششی به قهقرا کشیدن مبارزات کارگران، خلع سلاح کارگران در برابر کارفرما و طبقه سیاسی حاکم و مانع آفرینی بر سر پیوند مبارزات اقتصادی و سیاسی کارگران است.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

شنبه چهاردهم بهمن ماه هزار و چهارصد و دو

بیان دیدگاه