بامداد روز سه شنبه سوم بهمنماه، ماشین کشتار جمهوری اسلامی، محمد قبادلو، جوان ۲۳ ساله را نیز به قتل رساند .
وکیل او قبلا اعلام کردهبود که حکم اعدام محمد قبادلو «توسط شعبه اول دیوان عالی کشور نقض شده»، اما علیرغم این، قوهی قضائیه حکم نقض شده را به اجرا گذاشتهاست. وکیل پرونده با اعتراض به روند حقوقی طی شده، قوه قضائیه را به مناظره فراخواند.
محمد قبادلو از بازداشت شدگان خیزش انقلابی زن زندگی، متهم بود که در اعتراضات خیابانی ۱۴۰۱، ماموران نیروهای انتظامی را با اتومبیل زیر گرفته و یکی از آنها را به قتل رساندهاست .
محمد قبادلو متولد ۱۳۷۹ و ساکن شهر پرند بود.
روز دوشنبه ۲ بهمن امیر رئیسیان، وکیل محمد قبادلو، از دریافت «ابلاغیه اجرای حکم» اعدام او خبر داده بود.
امیر رئیسیان بلافاصله پس از اعلام خبر اجرای حکم موکلش در پایگاه خبری میزان در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت «خبرگزاری میزان اگر راست میگوید شماره و تاریخ صدور این حکم را اعلام کند. در این پرونده حکم قطعی قصاص در اعاده دادرسی توسط شعبه اول دیوان عالی کشور نقض شده است و پس از آن شعبه همعرض هم حکم نداده است. حکم دیگری هم به ما ابلاغ نشده است.»
محاکمه محمد قبادلو در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مرگ ابوالقاسم صلواتی برگزار شد و در رسانههای حکومتی نیز بازتاب داشت.
محمد قبادلو در حالی اعدام شد که به گواهی پزشکانش بیمار بود و از اختلالالت دوقطبی رنج می برد و بنا به اظهارات کارشناسان حوزه حقوقی، چنین بیماری مشمول مجازات اعدام نمی شود. اما جمهوری اسلامی به جای معالجه، محمد قبادلو را در حالی که حکم اعدامش در دیوان عالی کشور نقض شده بود به چوبه دار سپرد.
شب گذشته محوطه زندان قزلحصار شاهد ضجه های مادری بود که از مردم برای نجات فرزندش کمک می طلبید. خانواده و نزدیکان محمد قبادلو، ساعات و لحظات دردناکی را دیشب مقابل زندان قزلحصار سپری کردند.
با اذان صبح جان محمد قبادلو مانند دهها جوان دیگری که حق حیات و زندگی داشتند، اما جمهوری اسلامی این حق را از آنان گرفت، نیز ستانده شد .پس از آن درب زندان قزلحصار این زندان مرگ شاهد فریاد و شیون بستگان محمد قبادلو بود. تنها صدای ضجه و شیون و ناله در مقابل زندان قزلحصار بود که شنیده می شد .
در ویدئویی منتشرشده، صدای فریادهای«مادر و خاله محمد قبادلو» شنیده می شود که خطاب به ماموران زندان میگویند «محمد من را شما کشتید. اون به خاطر همه شما جوونها به خیابون رفت.» و ما که داغدار جانباخته راه آزادی محمد قبادلو هستیم از یاد نمی بریم که او نیز چون هشت سربه دار پیش از وی از تبار کارگری بود و اعدام او بخشی از سیاست سرکوب حاکمیت علیه جوانان شورشی طبقه کارگر است.
در سه ماه اخیر و پس از جنگ اسرائیل بر علیه غزه، جمهوری اسلامی مثل همه این ۴۴ سال که از هر فرصتی برای سرکوب بیشتر استفاده می کند، فرصت را غنیمت شمرده و اعدامها را به شدت افزایش داده است. روزی نیست که طناب شوم مرگ بر گردن جوانی حلقه نگردد و خانواده ای را برای همیشه داغدار نگرداند.
پس از اعلام خبر اعدام قریب الوقوع محمد قبادلو تجمعهای اعتراضی در خارج از ایران برگزار شد و بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی هم خواستار توقف اعدام او شده بودند. اما جمهوری اسلامی بی توجه به احساس نگرانی های مردم از اجرای این حکم، محمد قبادلو را اعدام کرد تا بار دیگر نشان دهد دشمن واقعی مردم ایران است؛ تا قدرت طناب و دار و اعدام را به رخ مردم بکشد؛ تا از جنبش زن زندگی آزادی انتقام بگیرد؛ تا بخواهد با ایجاد ارعاب جلوی اوج مجدد خیزش انقلابی را بگیرد . اما آیا این گونه به رخ کشیدن قدرت، اتفاقا نشانه ترس است نه قدرت!
ترس از مردمی که اراده کردند؛ به خیابان آمدند؛ شعار سرنگونی دادند و حالا بیش از هر زمان دیگر ثابت می شود برای پایان دادن به کشتار و زندان و شکنجه و اعدام راهی جز سرنگونی جمهوری اسلامی وجود ندارد.

بیان دیدگاه