وقتی ظلمی صورت می گیرد و ستمی روا داشته می شود هر نوع و شکلی از اعتراض به بی عدالتی و مطالبه حق ارزشمند است. در حکومت های دیکتاتوری و ایدئولوژیک ایستادگی پای مطالبات بی هزینه نیست.
ایستادگی و استقامت زنان در بیش از چهاردهه در مقابل تاریک اندیشی ی مُشتی عصرحجری و مقابله با نگاه جنسیتی حکومتی عقب افتاده به زنان به آنجا کشیده شد که جنبش انقلابی زن زندگی آزادی تبدیل به اولین جنبشی شد که زنان و دختران رهبرانشان شدند.
جنبش مطالباتی بازنشستگان با استمرار خود، و با پایداری خود هزینه سرکوب را برای رژیم سنگین کرده است. دیگر خیابان بدون حضور بازنشسته دلتنگ می شود. بازنشستگان بخش های مختلف با شکل های ابتدائی اعتراض و مطالبات حداقلی شروع کرده و شکایت بی عدالتی را به دولت می بردند و مجلس، و از قوه قضائیه تمنای عدالت می کردند. آنها دریافتند که آن ره به ترکستان می رفت و هرآنچه زدند با در بسته روبرو شد. به خانه هم که نمی توانستند بازگردند.
از آنجائی که سفره و را نانی باید و بازنشستگی را منزلت، خیابان و بازنشسته یکی شدند. بخش های مختلف بازنشستگان از هم آموختند و اینجا و آنجا خیابان را با هم به اشتراک گذاشتند، زیرا که چاره را در همگرائی یافته اند.
روزی نیست که شاهد اعتراضات بخش های مختلف بازنشستگان نباشیم. بازنشستگان معلمان مدرسه ی انقلابی شده اند که در آن حاصل کار دولتش غارت جیب ملت نباشد.


بیان دیدگاه