نظر مارکس در مورد خاستگاه عقاید مذهبی

عقاید مذهبی، محصول دولت مذهبی، نیست، بلکه محصول «دولت آزاد» می باشد. مارکس امریکا را برای اثبات ادعایش مثال می زند. او می گوید شهروندِ «دولتِ آزاد» زندگی ی دوگانه ای را می گذراند. او در زندگی واقعی اش در جامعه مدنی، یعنی جامعه ی اقتصادی، منزوی بوده و با هرکس دیگری در دفاع از منافع خصوصی اش در جنگ است. و او در زندگی خیالی اش به عنوان یک شهروند دولت، در تئوری است که با جهان پیوسته است و نه در عمل.

این موقعیت است که باعث ایجاد احساسات مذهبی می گردد. مذهب ندای قلبی ی انسان بیگانه شده، اتمی شده ایست که برآن جدائی، که او آنرا در زندگی روزمره تحمل می کند، چیره می شود، امّا تنها در سطح توهم عقاید مذهبی. و نهایتا فقط وقتی که ما به اتمیسم جامعه خاتمه دهیم و ترس و نگرانی از حکومتِ پول را دور کنیم، نابود خواهد شد.

بیان دیدگاه