سرکوب عریان و فراگیر در نیمه آذر

در نیمه اول آذرماه کماکان با اشکال مختلف سرکوب از سوی رژیم روبرو بودیم. اخبار این سطح از سرکوب از میان گزارشاتی استخراج شده که از سوی منابع مستقل، انتشار یافته است. تاکید بر این نکته ضروری است که قطع به یقین میزان سرکوب از سطح این گزارشات فراتر رفته و افزونتر است.

اجرائی کردن صدور احکام معلقه، صدور احکام حبس تعزیری، عدم رسیدگی به درخواست و مطالبات زندانیانِ دربند، صدور احکام اخراج از کار برای فعالین زندانی، اعدام قربانیان آسیب های اجتماعی، جریمه های نقدی، کشته و زخمی ساختن شهروندان در بندر کرگان، به آتش کشیدن اموال صیادان معترض، شکایت علیه روزنامه ای که در مورد حجاب بانان خبررسانی کرده، پلمب کتابفروشی در اصفهان، به قتل رساندن کودک کار در مرز بانه، احضار سه بازیگر زن به دادسرای فرهنگ و رسانه، شکنجه و ضرب و شتم یک خبرنگار زندانی تا ایست قلبی زندانی، منع زندانی از تماس با خانواده، تبعید به مناطق دور افتاده، ممنوعیت استفاده از فضای مجازی، باطل کردن پروانه وکالت، جلب روزنامه نگار منتقد، تخریب منازل مردم بلوچ در شیرآبادِ دزآپ، صدور حکم حبس و جریمه نقدی برای ورزشکار و داور بین المللی که از جانباخته گان جنبش زن زندگی آزادی با انتشار عکس حمایت کرده بود، صدور بخشنامه برای حجاب اجباری کارمندان، ایجاد ناامنی برای خانواده های دادخواه، و بازداشت دهها شهروند و فعال فضای مجازی گیلانی از جمله اشکالی هستند که در دو هفته اول آذرماه از سوی نهادهای رنگارنگ حکومتی علیه شهروندان بکار گرفته شد.

دادگاه های انقلاب، حراست دانشگاه ها، اطلاعات سپاه، مسئولین زندان اوین، دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، دادگاه تجدیدنظر استان تهران، حضور فیزیکی نیروهای نظامی و امنیتی در خیابان، مسئولین زندان شیبان اهواز، نیروهای مرزبانی بانه، درگیری خیابانی نیروهای نظامی با مردم کرگان، دیوان عالی کشور، دادگاه ویژه روحانیت، دادستانی تهران، پلیس نظارت بر اماکن عمومی، شورای انضباطی وزارت بهداشت، دادسرای فرهنگ و رسانه، مسئولین بازداشتگاه اداره اطلاعات رشت، دادگاه انقلاب شیراز، شعبه یازده دادگاه تجدیدنظر گیلان، دادگاه انقلاب مشهد، کمیته انضباطی دانشگاه مدنی آذربایجان، دادگاه انقلاب سنندج، استانداری قم، دادگاه جرائم سیاسی و مطبوعاتی، لباس شخصی ها، و اداره حراست ذوب آهن از جمله نهادهائی بوده اند که بطور مستقیم در سرکوب های این دو هفته نقش بازی کرده اند.

میزان کسانی که در نیمه اول آذرماه سرکوب جمهوری اسلامی دامنشان را گرفته، به شدت گسترده بوده و افراد، گروه ها و فعالین سیاسی و اجتماعی بخش های مختلف از بخش های پائینی جامعه- که به جرات می توان گفت- در گستره جغرافیائی به وسعتِ تمام کشور را شامل شده است. شاعر و نویسنده، وکیل دادگستری، دانشجو، شهروند معمولی، فعال سندیکائی و معتقد به سازمانیابی کارگران، حامی حیوانات، دانش آموز، معلمان و فعالین فرهنگی زندانی و معتقد به تشکل یابی، روزنامه نگار مستقل، فعال جنبش خیابان، فعال کارگری کُرد، قربانیان آسیب های اجتماعی (مواد مخدر)، فعالین رسانه ای، مردم معترض بلوچ، زندانیان سیاسی سابق، کودکان کارِ بانه، شهروند کرمانشاهی متهم به قتل، شهروندان کرگانی، نویسنده و پژوهشگر، روزنامه ی منتقد، کتابفروش اصفهانی، بازرس انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی، دانشجوی مدافع حقوق کارگران، کارگری که متهم به عضویت در گروه های مخالف نظام است، زندانیان عقیدتی سنّی مذهب، خواننده رپ غیر حکومتی، زنان کارمند دولت در قم، عضو انتظامات مسجد مکی زاهدان، اعضای خانواده جان باخته گان جنبش زن زندگی آزادی، کارگر اخراجی ایران خودرو، مدرس و عضو هئیت مدیره یک انجمن فرهنگی-اجتماعی، ورزشکار و داور بین المللی کُشتی، زندانی سیاسی عرب، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی، فعال حوزه تئاتر در گلشهر کرج، کارگر اعتصابی ذوب آهن، شاعر و فمینیست، و دهها شهروند گیلانی که در دو هفته گذشته به شکل مستقیم سرکوب رژیم را تجربه کرده اند،  رنگارنگی این طیف را به نمایش می گذارند. دشمنی جمهوری اسلامی با این مردمان و در این گستره، لرزش پایه های رژیم در همه سطوح را به نمایش گذاشته است.

تبعیض های نهادینه شده و فساد ساختاری نیز از مواردی هستند که حاصلشان نیاز به سرکوب بیشترِ مردمان متاثر از آنها از سوی رژیمِ حامی ی آنهاست. این حجم از سرکوب امرِ جدیدی نیست. در یک نگاه عمومی این نتیجه حاصل می شود که حیات رژیمی که حفظ آن به این سطح از سرکوب مردمانش تکیه دارد، طولانی نخواهد بود. نکته دیگر بحث چرائی و چگونگی این سرکوبهاست. در واقع سرکوب در جمهوری اسلامی به عکس العملی در برابر عمل مردمانِ معترض تبدیل شده است، و این معنا دارد!

اتحاد کارگران انقلابی ایران

بیست و یکم دسامبر دو هزار و بیست و سه

سی ام آذر ماه هزار و چهارصد و دو

بیان دیدگاه