جدال در مرداب

هر نگاهی که نسبت به تعلق جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی داشته باشیم و هر موضعی که نسبت به جایگاه سیاسی و مواضع شخص وی و ملی مذهبی های هم اندیش او داشته باشیم، باز هم امکان ندارد نسبت به برخوردهای هیستریک، فحاشی، اتهام زنی و پرونده سازی هایی که طیف سطلنت طلبان در واکنش به این جایزه در پیش گرفته اند سکوت کنیم. کار آنها جدال در مرداب است. و هر چه بیشتر از روش های چماقدارانه و هتاکانه برخوردهای خود با نیروهای رقیب در رخدادهای سیاسی رونمایی می کنند بیشتر و بیشتر چهره واقعی خود را به عنوان آن روی سکه نظام سراپا جنایت حاکم یعنی جمهوری اسلامی نشان می دهند.  واقعا شعار نویسی بر مزار منوچهر نیستانی در ایران به خاطر انتشار یک کایکاتور در مورد تاج شاهنشاهی از سوی پسرش توکا نیستانی، و نوشتن شعار «قاتل جوانان ایران» بر آرامگاه محمد ملکی یا فحاشی های رکیک و غیر قابل بازنشر در صفحه سازمان دهندگان برگزاری جایزه صلح نوبل فرقی با رفتار چماقداران جمهوری اسلامی و حزب اللهی های مزدور دارد؟

واقعیت این است که هم پیام این برخوردهای سلطنت طلبان و هم «تناسب» برخوردهای آنان با ویژگی های شرایط سیاسی کنونی با توجه به ماهیت سیاسی شان، حائز اهمیت است.

جریان سلطنت در تمام طول موجودیتش نماینده نوعی «آلترناتیو از بالا» در مقابل جمهوری اسلامی بوده است. در جریان خیزش انقلابی ژینا عناصر برجسته این «آلترناتیو» صراحت یافت. گردآوری عناصر و شخصیت های مختلف ذینفوذ و تدوین منشوری ذیل نام منشور مهسا، حفظ ارتباط با نیروهای سپاهی و امنیتی در ایران، مطالبه رسمی وکالت از مردم ایران برای زدو بندهای پشت پرده با قدرت های غربی با هدف بردن جمهوری اسلامی و آوردن خودشان بر اساس اصل «کمترین تکان» از پائین، در عین حفظ منافع قدرت های غربی در ایران ارکان برجسته این «الترناتیو» بود. آن منشور چنانچه همه می دانیم فروپاشید و اتحادی که سرهم بندی کرده بودند از هم گسست. جمع بندی طیف اصلی سلطنت طلبان از این فروپاشی این بود که بدون حدی از خلوص سیاسی و ایدئولوژیک و وحدت گفتمانی و با شکل دادن به لحاف چهل تکه ای از فرصت طلبان سیاسی، احمد چلبی های ایرانی و گرایش های دور و نزدیک دیگرسیاسی حول رضا پهلوی، نه می توان بر مبارزات مردم ایران سوار شد نه نظر قدرت های غربی و حمایت رسانه ای و لجستیک آنها را به دست آورد. از درون همین جمع بندی بود که برخی لفاظی های احترام به حقوق بشر و دموکراسی و رای مردم رسما کنار گذاشته شد و سیاست «هر که از ما نیست برماست» با رونمایی پرویز ثابتی درآمیخت. راستی جمهوری اسلامی چه دارد که سلطنت طلب ندارد؟ سازمان اطلاعات و امنیتی چند لایه که وحشیانه کشتار می کند؟ خوب علاوه بر این که بقایای ساواک در ساختن این دستگاه جهنمی نقش داشته اند،سلطنت همین امروز هم پرویز ثابتی را دارد که نه تنها اهل نرمش در برابر مخالفان نیست که برخلاف دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی بیشترین ارتباط و همکاری را هم می تواند با موساد و سیا و انتلیجت سرویس پدید آورد. جمهوری اسلامی مزدور حزب الهی برای سرکوب فاشیستی در پائین دارد؟ خوب سلطنت هم دارد و حتی همین حالا که دست شان هم به قدرت نرسیده سنگ قبرهای خانواده های رقبای سیاسی خود را تخریب می کنند. جمهوری اسلامی زندان و شکنجه دارد؟ خوب سلطنت طلب هم همین امروز که دستش به هیچ جا بد نیست شاکی است که این چه زندانی است که جمهوری اسلامی اجازه می دهد نامه افرادی نظیر نرگس محمدی از آن بیرون بیاید؟ در واقع آحاد نسل بعدی زندانیان سیاسی اگر سلطنت طلبان به قدرت برگردند، هرگز نخواهند توانست نامه ای از زندان به بیرون بفرستند. جمهوری اسلامی ترور شخصیت می کند؟ خوب سلطنت هم افرادی نظیر شاهین نجفی و ایرج مصداقی را دارد که به عنوان شعبان جعفری های مدرن شبانه روز مشغول کارند و کارشان دست کمی از حسین شریعتمداری ندارد. «ارباب» بهتر است بداند که جمهوری اسلامی چیزی ندارد که سلطنت در آن کم بیاورد و بلکه بهترش را هم دارد. این پیام اصلی طیف اصلی سلطنت طلبان بعد از عقب نشینی خیزش انقلابی در ایران و فروپاشی پلاتفرم مهسا خطاب به قدرت های امپریالیستی است. آنها با صراحت می گویند که اگر به قدرت برگردند، ایران را به اسرائیل دوم برای غرب تبدیل می کنند، زندانها را از مخالفان خواهند انباشت و با مشت آهنینِ مشی سیاسی- امنیتی پرویز ثابتی ها ایران را «جزیره ثبات» دیگری در خاورمیانه خواهند کرد.

مشکل سلطنت طلبان این است که تنها گزینه موجود در چهارچوب «الترناتیو از بالا» نیستند و گرایش های سیاسی دیگر از طیف های دیگر به درجات مختلف با «آلترناتیو از بالا» درآمیختگی دارند. مثلا شعار «سازماندهی مبارزات جامعه مدنی» در روایت بخشی از جمهوریخواهان نسخه بازسازی شده شعار قدیمی «اعتراض از پائین و چانه زنی در بالا»ست که حجاریان مطرح کرده بود. آنچه در این شعار بازسازی شده همان «بالا» یعنی مخاطب است که بسته به میزان تحرک «پائین» و واکنش رژیم؛ «بالا» می تواند حکومت در داخل یا عناصری از حکومت در داخل و قدرت های غربی در خارج و یا ترکیبی از این و آن را شامل شود. در میان حامیان این گرایش درجه درآمیختگی و ترکیب این عناصر در بازار سیاست یک امر باز است و بنابراین بازیگران سیاسی برای عرضه متاع سیاسی خود به ارزش بالا باید انعطاف به خرج دهند و دست کم از اقداماتی که مستقیما به تضعیف موقعیت شان در برابر رقبای سیاسی منجر شود پرهیز کنند.

خیزش انقلابی و اعتراضات گسترده و توده ای در سراسر کشور به معنای «آلترناتیو از پائین» یا حداقل شالوده اساسی آن بود. مردم با اعتراضات دامنه دار در حال عقب زدن جمهوری اسلامی و هموار کردن راه مسیر سرنگونی و فروپاشی آن بودند. خیزش انقلابی زیر فشار سنگین سرکوب در حالی عقب نشسته است که نه بحران موجودیت جمهوری اسلامی حل شده، نه خیزش انقلابی از مقاومت در برخی حوزه ها دست برداشته، بلکه وارد سطوح متفاوتی از نبردهای موضعی سیاسی و طبقاتی با پیامدها و نتایج متفاوت شده است. برآیند مشهود مجموعه نبردهای موضعی در مجموعه ای از حوزه ها، غیبت اعتراضات خیابانی به عنوان عامل وحدت بخش مجموعه پیکارهای موضعی است.

در شرایطی که آلترناتیو از پائین به شکل موضعی و موقت عقب نشسته است، بدیهی است که نیروهایی که مجموعه طرح های روشنی برای بازخیزی خیزش انقلابی در پائین به عنوان آلترناتیو وضع موجود ندارند، جدال برای «آلترناتیو از بالا» با جریاناتی که رقبای خود می پندارند را به جدال اصلی خود تبدیل کنند. رویارویی طیف سلطنت با طیف حامیان نرگس محمدی بر سر کسب جایزه صلح نوبل در همین راستا معنا دارد. اگر بنا بر روایت سلطنت طلبان، مسیر تحول سیاسی در ایران از طریق ساختن نسخه ای مشابه همین جمهوری اسلامی می گذرد که ضمنا حمایت قدرت های غربی را هم دارد و شانس اساسی در بازگشت به قدرت هم حفظ جایگاه انحصاری در این راستاست، از نظر آنها مطرح شدن نرگس محمدی در میان قدرت های غربی که جایزه صلح نوبل می تواند در بر داشته باشد بشدت خطرناک است و موقعیت انحصاری آنان را ممکن است به خطر اندازد. از اینجاست که شاهدیم لشکر هتاکان را به خط می کنند تا همسوی جمهوری اسلامی در تخریب و ترور شحصیت نرگس محمدی عمل کنند. این مغایرت اساسی و ماهوی آلترناتیو سلطنت برای آینده سیاسی ایران با موازین دموکراسی، عدالت اجتماعی، حقوق بشر و حتی پرنسیب های ساده رقابت طیف های متفاوت سیاسی است که جدال آنان با نرگس محمدی و حامیانش را به جدال در مرداب متعفن تبدیل می کند. سلطنت طلبان هر قدر بیشتر به نیروهایی یورش می برند که به درست یا غلط رقیب خود می پندارند، به همان میزان بوی تعفن «آلترناتیو از بالا» در منتهی علیه طیف راست را بیشتر می پراکنند.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

بیست و پنجم آذر 1402 و 16 دسامبر 2023

بیان دیدگاه