طی ماه گذشته میلادی دستکم حکم اعدام ۱۲۲ زندانی در زندانهای جمهوری اسلامی به اجرا در آمده است. این آمار نسبت به ماه اکتبر ۴۴ مورد معادل ۵۶.۵٪ افزایش داشته است. در ماه اکتبر اجرای حکم اعدام ۷۸ زندانی ثبت شده بود. به طور متوسط ماه گذشته هر دو روز حکم اعدام ۹ زندانی اجرا شده است. این افزایش اعدامها هم شامل جرائم عادی و هم پرونده های سیاسی می شود. جمهوری اسلامی که تحت فضای ایجاد شده در جنبش زن زندگی آزادی، جرات افزایش اعدامها را به دلیل جرائم سیاسی نداشت، اکنون در عدم حضور خیابانی معترضان سیاسی جنبش زن زندگی آزادی و در فضای بعد از جنگ غزه فرصت را مناسب دیده و شمار اعدامها را افزایش داده و هم چنان به سرکوبها ادامه می دهد. این سرکوبها شامل افزایش حجم اعدامها و هم چنین تداوم بازداشت روزنامه نگاران، فعالین جنبش های مختلف اعتراضی و مطالباتی و فعالین سیاسی می شود.
جمهوری اسلامی در فضای بعد از جنگ غزه فرصت را برای به کار انداختن ماشین کشتار خود مناسب دیده و هر روزه در زندانها اعدام می کند.
جنگ برای دیکتاتورها فرصتی است برای پیاده شدن نقشه های ضد مردمی و ضد انسانی آنها. همانطور که اردوغان جنگ غزه را فرصتی دید برای حمله نظامی و کشتار کردهای سوریه و پاکستان جنگ غزه را فرصتی دید برای اخراج پناهجویان بی دفاع افغانستانی و آواره کردن دهها هزار افغانستانی بی پناه، جمهوری اسلامی هم جنگ غزه را به عنوان فرصتی مناسب در به کار انداختن ماشین کشتار خود به کار گرفت و هر روزه در زندانها اعدام می کند.
ماشین کشتار حکومت در ماه گذشته به طور مخفیانه حکم اعدام سه نفر از بازداشت شدگان آبان ۹۸ در زندانهای شیراز را به اجرا درآورد. این سه تن به نامهای غلامرسول حیدری زندانی بلوچ و اهل جاسک، هانی آلبوشهبازی زندانی عرب و اهل شادگان و کامران رضایی اهل شیراز پس از چهار سال حبس مخفیانه در زندانهای سپیدار اهواز و عادلآباد شیراز به جوخه اعدام سپرده شدند.
در پرونده ای دیگر حکم اعدام سه زندانی سیاسی بلوچ به نامهای محمد براهویی انجمنی، ادریس بیلرانی و محمدکریم بارکزایی اکسون بدون اطلاع خانواده در زندان مرکزی زاهدان اجرا شد.
در پرونده جنایت بار دیگری، حکم اعدام ایوب کریمی، زندانی عقیدتی کُرد و اهل مهاباد پس از١۴ سال حبس، در زندان قزلحصار کرج اجرا شد. ماه گذشته، حکم اعدام قاسم آبسته، یکی از همپروندههای ایوب کریمی، اجرا شده بود. پنج متهم دیگر پرونده کماکان در زندان محبوس و در معرض خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند. در پرونده ای دیگر در همدان حکم اعدام میلاد زهرهوند جوان ۲۱ ساله از معترضان جنبش زن زندگی آزادی به اجرا درآمد. انتقام جویی رژیم به اعدام میلاد ختم نشد و نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران که پیشتر از انتقال جسد میلاد زهرهوند، به زادگاهش در ملایر جلوگیری کرده بودند، در اقدامی تازهتر روی مزار او در آرامستان همدان بتن ریختند. این اقدام با توجیه انتقال جسد توسط بستگان این جوان جانباخته انجام گرفت. .جسد میلاد زهرهوند عامدانه و با نظارت اطلاعات سپاه در بین بخش فوتیهای سی سال قبل و در قبر فرد دیگری که قبلاً توسط خانوادهاش به مکان دیگری منتقل شده و خالی بود، خاکسپاری شده و از درج پلاک و مشخصات هویتی وی، بر مزارش ممانعت شد.
در اقدام جنایتکارانه دیگری، صابر مطلق یکی از متهمان سیاسی دهه شصت که تبرئه شده بود و سالها در خارج کشور زندگی می کرد، پس از دوسال زندان و در سن ۶۲ سالگی اعدام گردید
سرکوبها تنها به گسترش اعدامها محدود نمی شود بلکه در همین هفته های اخير شاهد زندانی کردن فعالین جنبش های مختلف بودیم. برای نمونه در استان فارس؛ احکام حبس طولانی مدت پنج فعال صنفی معلمان به اجرا درآمد. افشین رزمجویی و محمدعلی زحمتکش، معلمانی که پیشتر هریک به پنج سال حبس محکوم شده بودند و همینطور مژگان باقری، با دو سال حبس، توسط نیروهای امنیتی برای اجرای حکم، بازداشت و به زندان منتقل شدند. همچنین، حکم دو سال حبس با پابند الکترونیکی دو معلم دیگر استان فارس به نامهای عبدالرزاق امیری و زهرا اسفندیاری، به اجرا در امد
دستکم پنج روزنامهنگار و فعال محیط زیستی به اسامی رزیتا رجایی، آناهیتا حجازی، نینا گلستانی، نسیم طوافزاده و هلاله ناطقه در شهر رشت بازداشت شدند و در تهران سعیده شفیعی، زن روزنامهنگاری که اخیراً توسط دستگاه قضایی به تحمل چهار سال و سه ماه حبس محکوم شده بود، جهت اجرای حکم به زندان انتقال یافت..
راحله راحمیپور، عضو خانوادههای دادخواه اعدامشدگان دهه شصت ایران، جهت اجرای حکم پنج سال حبس، بازداشت و به زندان منتقل شد. او را با ٧٢ سال سن و با وجودیکه تحمل شرایط زندان، جانش را در معرض خطر قرار میدهد، به اسارت برده اند.
دستگیری مجدد توماج صالحی که خشم همه مردم ایران را برانگیخت نمونه دیگری از سبعیت جمهوری اسلامی است؛ هم چنین دادن حکم زندان به سپیده رشنو.
واضح است سرکوبگری جمهوری اسلامی نه نشانه قدرت که نشانه ضعف اوست. جمهوری اسلامی چون از مردم می ترسد، دست به سرکوب می زند. همچنین واضح است که گسترش سرکوب ها و اعدام ها نشانه ضعف «اپوزیسیون» هم هست. جناح راست هار فاشیست سلطنت طلب در «اپوزیسیون» رژیم که پرویز ثابتی را بلندگوی نگرش سرکوبگرانه و امنیتی خود کرده، مثل جمهوری اسلامی کشتار و اعدام مخالفان خود را نردبان دستیابی به قدرت می داند. بخش بزرگ تری از اپوزیسیون رژیم در لفظ جانبدار لغو بی قید و شرط اعدام است، ولی در عمل نسبت به اعدام رقبای سیاسی و یا قربانیان آسیب های اجتماعی مخالف مشروط از آب درمی آید و یا با وجود مخالفت نامشروط با اعدام، از توانایی شکل دادن به صفی متحد و جنبشی سراسری علیه نفی بی قید و شرط اعدام برخوردار نیست. نکته اساسی اما این است که علی رغم شدت سرکوب و افزایش اعدام ها، و بازتاب های آن در صفوف ناهمگون اپوزیسیون، جنبش زن زندگی آزادی زنده است و مقاومت مردم در جای جای ایران اکنون جاری است و این مقاومت همه جا از سوی کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران، زنان، دانشجویان و جوانان خود را در اشکال مختلف نشان می دهد.
دوشنبه 20 آذر 1402 و 11 دسامبر 2023
اتحاد کارگران انقلابی ایران

بیان دیدگاه