سرکوب فعالین کارگری در شرایط اعتلای جنبش مطالباتی مزد و حقوق بگیران

مجموعه خبرهای منتشر شده یک ماه اخیر در حوزه سرکوب فعالین کارگری، چنانچه برخوردهای امنیتی و سرکوبگرانه با معلمان را جداگانه بررسی کنیم، و یکی دو مورد استثنایی را کنار بگذاریم، به پیگرد و آزار و برخوردهای سرکوبگرانه با فعالین کارگری شناخته شده مربوط است. این فعالین یا در زندان هستند، یا سابقه زندان داشته و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی برای شان پرونده سازی کرده اند و یا در جنبش کارگری به عنوان فعالین کارگری شناخته شده هستند. ناگفته روشن است که داده های یک ماه اخیر از سرکوب فعالین کارگری برای داشتن ارزیابی دقیق از شیوه برخورد دستگاه سرکوب با فعالین جنبش کارگری اعم از شناخته شده یا ناشناخته کافی نیست و صرفا می توان به یک ارزیابی اولیه در این زمینه اکتفا کرد. با این تاکید، اشاره به سه نکته حائز اهمیت است:

اول: به نظر می رسد که احضار، بازداشت، پرونده سازی و یا آزار فعالین کارگری با هدف حفظ فشار بر این فعالین و خانواده های آنها، خنثی کردن دامنه تاثیرات حضور سازمانگرانه، تبلیغی و کنشگرانه در جنبش کارگری، تضعیف هر چه بیشتر روابط اجتماعی و کارگری این فعالین و جلوگیری از ارتباط آنها با اعتراضات رو به گسترش کارگری در شرایط اعتلای جنبش مطالباتی مزد و حقوق بگیران صورت می گیرد.عمق، شدت و دامنه سرکوب در تقلاست تا سطوح و لایه های مختلف این جداسازی میان فعالین کارگری و اعتراضات کارگری را تامین کند.

دوم: خبرهای کارگری و خاصه برخوردهای سرکوبگرانه و امنیتی با اعتراضات کارگری جای تردیدی نمی گذارد که علاوه بر فعالین شناخته شده کارگری، تعدادی از کارگران معترض و مطالبه گرهم در یک ماه اخیر بازداشت شده اند. با این حال این دستگیرشدگان نام و نشان ندارند و به شکل هولناکی به صورت «عدد» و یا «جمعی از کارگران» و یا «تعدادی از کارگران» و یا «چند نفر از کارگران» اعلام می شوند. پیگیری وضعیت آنان بعد از بازداشت غالبا یا ممکن نیست و یا دسترسی حداقلی به اطلاعات اولیه لازم وجود ندارد. ظاهرا لایه خبری، تحلیلی و ارتباطی که می تواند اخبار پیگرد و سرکوب فعالین شناخته شده کارگری را دست کم از طریق شبکه های اجتماعی سریع و تقریبا بلافاصله پوشش دهد، ارتباطی با کارگران بازداشتی اعتراضات جدید ندارد یا حفظ و شاید تداوم ارتباط با آنان را پراهمیت تر از اطلاع رسانی علنی و عمومی در باره وضعیت شان می داند. تازه ترین نمونه از این وضع به کارگران ذوب آهن اصفهان مربوط است که براساس خبرها «چند نفر از کارگران»  بازداشت شده اند که از وضعیت آنها خبری در دست نیست و حراست، نیروهای انتظامی و گارد ویژه با ایجاد جو سنگین فوق امنیتی، جلوی ادامه اعتصاب را گرفتند.

سوم: سرکوب و پرونده سازی برای فعالین شناخته شده و علنی جنبش  کارگری با هدف زمین گیر کردن و جداسازی آنها از جنبش رو به اعتلای مزد و حقوق بگیران در کنار واقعیت بازداشت های مبارزان بی نام و نشان اعتراضات کارگری نشان دهنده آن است که سرکوب ها در این حوزه گسستی پدید آورده است که قطعا به ضرر پیشروی جنبش کارگری است. روشن است که یکی از هدف های مهم سرکوب در همه زمینه ها ایجاد همین گسست است تا از این طریق از پیشروی جنبش های اعتراضی و مطالباتی مختلف جلوگیری کند. با این حال گسست ناشی از سرکوب ها در همه جا به یک اندازه نیست و الزامات ختثی سازی هر حوزه ای نیازمند تحلیل مشخص آن حوزه است. مثلا سرکوب ها با وجود شدت، چند لایه گی و نظام مندی در برخی حوزه ها نظیر رویارویی با زنان بر سر آزادی پوشش ناکام مانده است. با این حال در حوزه اعتراضات کارگری تناسب میان قدرت جایگزینی فعالین جدید کارگری نسبت به فعالین زیر تیغ سرکوب ضعیف است و بازتاب این ضعف به شکل عدم پیوندهای ضروری با اعتراضات جدید بازنمایی می شود. این تناسب در خصوص کنشگری معلمان البته بهتر است گرچه در آن زمینه هم رضایت بخش نیست. در شرایطی که اعتراضات کارگری گسترش می یابد چاره جویی برای گسست های ناشی از سرکوب و حفظ و گسترش ارتباطات کارگری برای پیشروی جنبش کارگری حائز اهمیت اساسی است.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

13 آذر 1402

4 دسامبر 2023

بیان دیدگاه