خشونت علیه زنان را جدی بگیرید! – نوشته چهارم

اتحاد کارگران انقلابی ایران: فرا رسیدن دوباره بیست و پنجم نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، ما را برآن داشت که مقوله خشونت علیه زنان را از زوایای مختلف مورد کنکاش و ارزیابی قرار بدهیم. به همین مناسبت از همراهان سایت درخواست کردیم که نظرات خود در این زمین را مکتوب کنند.

از آنجائی که مبارزه علیه خشونت جاری و مستمر علیه زنان و مسیری که برای حذف صددرصدی این خشونت بایستی پیموده شود نیازمند داشتن آگاهی از مظاهر و اشکال مختلف خشونت، ابعاد و گستردگی آن، درس گرفتن از شیوه های تجربه شده و آموختن روش های مدرن و جدید مبارزه برای از بین بردن خشونت، و آشنائی با وظایف زنان و فعالین جنبش زنان در قبال همدیگر و چگونگی حفظ دستآوردهای تاکنونی این جنبش جهانی دارد، برآن شدیم در حد توانمان نظرات و اندیشه های بخش بزرگی از همراهان را منتشر دهیم.

نوشته چهارم (نام نویسنده محفوظ) : چند یادآوری در باره مبارزه با خشونت علیه زنان. مبارزه علیه خشونت در حق زنان به شرطی موثر است که مبارزه ی توأمان علیه همه ریشه ها و شالوده های بازتولید خشونت علیه زنان باشد. دو منشأ اصلی درهم آمیخته و تفکیک ناپذیر بازتولید وسیع ترین اشکال اعمال خشونت علیه زنان، مردسالاری و نظام سرمایه داری است. این دو منبع هستند که انواع نابرابری های منتهی به خشونت علیه زنان در ابعاد نظام حقوقی، قضایی، اشتغال، مناسبات فرهنگی و روابط خانوادگی را بازتولید و در مقابل پیشروی به سوی عدالت جنسیتی و رفع خشونت علیه زنان مقاومت می کنند.

از زمان اعلام بیست و پنج نوامبر به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان از سوی سازمان ملل در سال 1999 تا امروز، این روز به زمانی برای برپایی تجمعات، و راه پیمایی های اعتراضی زنان در بسیاری از کشورهای جهان، برگزاری سیمنارها و همایش ها، تمرکز بر مقوله خشونت علیه زنان و همچنین برای بسیاری از تشکل های زنان در سراسر جهان به زمان تجدید عهد به ادامه مبارزه با خشونت علیه زنان تبدیل شده است. در این مدت جنبش ها و کارزارهای گوناگونی برای نورافکندن بر ابعاد گوناگون خشونت علیه زنان چه در پیوند با روز جهانی مبارزه علیه خشونت و چه مستقل از آن و با بهره برداری از نقش روزافزون شبکه های اجتماعی شکل گرفته است.

در واقع با آن که روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان در مجموع در فرهنگ سازی به سود رفع تبعیض ومحرومیت های مختلف از زنان و مقابله با نابرابری های اجتماعی و فرهنگ های سنتیِ جان سختِ حامی مردسالاری موثر بوده است، با این حال آمارهای جهانی نشان می دهد که فقر، نابرابری و شکاف طبقاتی میان فرادستان و فرو دستان در سطح جهانی در سه دهه اخیر گسترش یافته است و قربانیان اصلی جنگ ها، نسل کشی ها و منازعات خونین در سطح جهان در درجه اول زنان و کودکان هستند.

کافی است به عنوان نمونه به جنگ روسیه و اوکراین و جنایات وحشیانه اسرائیل در غزه اشاره کرد. در این هر دو نمونه، در حالی که قدرت های رقیب اقدام به صف آرایی و یارگیری و فروش سلاح و تشدید نظامیگری به قیمت کاهش خدمات اجتماعی برای مردم کرده اند، زنان، کودکان و غیرنظامیان در سطوح مختلف قربانیان اصلی بوده اند. تعرض جهانی نئولیبرالیسم علاوه بر گسترش فقر و فلاکت و شکاف طبقاتی در سطح جهانی عامل تشدید رقابت ها میان قطب های مختلف قدرت، گسترش تنش ها و جهانی سازی شتابان پیامدهای مخرب منازعات ناشی از آن بوده است.

البته فقط عوامل بازتولید خشونت علیه زنان جهانی نشده اند، مبارزه، مقاومت و همبستگی زنان هم بیش از پیش مرزهای جغرافیایی و ملی را در می نوردند و جهانی می شوند. حمایت و همبستگی پرشکوه جهانی با خیزش انقلابی  «زن، زندگی آزادی» در کشور ما یک نمونه درخشان است که نشان می دهد مبارزه زنان برای رهایی از خشونت، برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی از این ظرفیت برخوردار است که پژواک جهانی پیدا کند و در سراسر جهان همدلی وجدان های بیدار را برانگیزد.

مقاومت زنان ایران در برابر برخی از ناهنجارترین شکل های تحمیل بی حقی و در راس آنها حجاب چنان گسترده و توده ای است که با وجود عقب نشینی خیزش انقلابی از اعتراضات خیابانی، حاکمیت زن ستیز علیرغم یورش سراسری نتوانسته است آزادی پوشش نسبی بدست آمده در پرتو مبارزات زنان را پس بگیرد. اهمیت این دستاورد زمانی برجسته تر می شود که فراموش نکنیم که جمهوری اسلامی به عنوان یک رژیم مذهبی واپسگرای زن ستیز، سنگربان منحط ترین و خشن ترین اعمال خشونت و بی حقی مردسالارانه و مدافع بدوی ترین شکل های بهره کشی و غارت منابع است و در این مسیر، تاریخی مشحون از ظلم و جنایت و ساختاری مبتنی بر آپارتاید جنسیتی دارد.

در نظامی با ویژگی جمهوری اسلامی، هر مبارزه زنان در هر سطحی که بتواند حاکمیت را عقب براند و حقی از حقوق ضایع شده زنان را احیا کند، در عین حال ظرفیت های اعمال خشونت سازمان یافته حاکمیتی را علیه زنان و لاجرم علیه همه قشرهای جامعه تضعیف می کند و از این جهت حائز اهمیت حیاتی است. با این حال روشن است که با یک گل بهار نمی شود و بهار آزادی زنان، رهایی زنان از خشونت و تبعیض ساختاری چه در سطح قوانین مدنی و حقوق شهروندی، چه در خانواده و چه در عرصه مناسبات اجتماعی نیازمند پیوند مبارزات زنان با مبارزات کارگری برای رهایی اجتماعی و عبور از سیستم بازتولید و تعمیق و تشدید رشته ای از شکاف های افقی در کنار شکاف طبقاتی است.

در سخن از جنبش کارگری نباید فقط چهره های آفتابسوخته و بازوان ستبر مردان کارگری را در ذهن تلاقی کرد که ای بسا برابر حقوقی کامل را حتی برای همسران خود هم برسمیت نمی شناسند. باید زنان معلم، پرستار، بازنشسته و کارگر را که هم اکنون بخشی از مقاومت گسترده مدنی در برابر یورش ارتجاع برای بازپس گیری دستاورد آزادی نسبی پوشش هستند به یاد آورد.

در واقع شرایط برای پیوند مطالبات اجتماعی و مدنی زنان با مطالبات حوزه کار و اشتغال به همت پیشتازی زنان در خیزش انقلابی زن زندگی آزادی و جایگاه رو به اعتلای زنان در جنبش مطالباتی از هر زمان دیگری مهیاتر است. در این پیوند است که شرایط رهایی واقعی زنان از خشونت مردسالارانه و توحش و بربریت سرمایه داری نهفته است.

خشونت علیه زنان را جدی بگیرید! نوشته سوم

خشونت علیه زنان را جدی بگیرید! نوشته دوم

خشونت علیه زنان را جدی بگیرید! نوشته اول