اتحاد کارگران انقلابی ایران: فرا رسیدن دوباره بیست و پنجم نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، ما را برآن داشت که مقوله خشونت علیه زنان را از زوایای مختلف مورد کنکاش و ارزیابی قرار بدهیم. به همین مناسبت از همراهان سایت درخواست کردیم که نظرات خود در این زمین را مکتوب کنند.
از آنجائی که مبارزه علیه خشونت جاری و مستمر علیه زنان و مسیری که برای حذف صددرصدی این خشونت بایستی پیموده شود نیازمند داشتن آگاهی از مظاهر و اشکال مختلف خشونت، ابعاد و گستردگی آن، درس گرفتن از شیوه های تجربه شده و آموختن روش های مدرن و جدید مبارزه برای از بین بردن خشونت، و آشنائی با وظایف زنان و فعالین جنبش زنان در قبال همدیگر و چگونگی حفظ دستآوردهای تاکنونی این جنبش جهانی دارد، برآن شدیم در حد توانمان نظرات و اندیشه های بخش بزرگی از همراهان را منتشر دهیم.

نوشته سوم (نام نویسنده محفوظ) :همزمان با روزجهانی منع خشونت علیه زنان، آزار زنان درایران همچنان دنبال می گردد!
در ۲۵ نوامبر۱۹۶۰، اعضای پلیس مخفی رژِیم دیکتاتوری رافائل تروخیو، رئیس حکومت مورد حمایت دولت آمریکا، سه تن از خواهران میرابال را (مینروا – پاتریا- ماریا ترزا)، در مسیربازگشت از ملاقات همسران زندانی خود بازداشت، و پس از ضربههای متوالی باتوم، خفه نموده و سپس ماشین حامل اجسادشان را از یک سرازیری کوهستانی به پایین رها کردند تا مرگشان یک تصادف به نظر بیاید. تاریخچه پیدایش روز جهانی منع خشونت علیه زنان به این واقعه برمی گردد.
درست به مانند دهها و صد ها مورد از میدان بدر بردن زنان در جای جای کشور ما ایران، که جنایت فراموش نشدنی «ژینا امینی» دختر ۲۲ساله سقزی و به کُما رفتن و قتل عمدِ حکومتی او در شهر تهران در شهریور ۱۴۰۱، نام رمزی شد برای آتش زیر خاکستری که به نام زن در جامعه ما شعله افکند و جنبش انقلابی»زن-زندگی-آزادی» را به ثبوت رساند.
این جنایت نه اولین و نه آخرینِ آن بود، چرا که مشابه همین جنایت در آبان ۱۴۰۲برای دختر شانزده ساله کرمانشاهی «آرمیتا گراوند»، که باچماق حجاب بانان متروی تهران به کُما رفت، بوقوع پیوست. آنها پیکر خاموش شده او را برای خاکسپاری به خانواده ندادند و توسط نیروهای امنیتی در دل تمهیدات شدیدِ امنیتی در بهشت زهرا به خاک سپردند. دخترانی که جانشان را برای دفاع از حق گزینش حجاب اختیاری دادند تا بار دیگر به کلیّت جامعه ما ثابت شود که در این سرزمین و با چنین حکومتی، رسیدن به این مطالبه ی برحق جز از راه پرداخت هزینههای گزاف، و به قیمت جان دربرابرِ حقّ انتخاب ممکن نیست.
در برابر جنایت خواهران میرابال و دیکتاتوری رژیم «تراخیو» در جمهوری دومینیکن، صاحبان وضع قوانین جهان در سازمان ملل بعد از نزدیک به چهار دهه از آن کشتار در ۲۵ نوامبر ۱۹۹۹، این روز را هرساله برای منع خشونت زن در سطح جهان اعلان کردند. امّا در ایرانِ تحتِ حاکمیت اسلامی «خواهران میرابال» های ما بعد از چهار دهه سیاه حاکمیت ایدئولوژیک مذهبی، زنان و دختران همچنان زخمی و کشته و به زندان برده می شوند و هیچ منع جهانی هم برای آنان وضع نشده است. و فراتر از این شرم آور است که بنویسم پانزدهمین نشستِ مجمع شورای حقوق بشرسازمان ملل همین امسال، با موضوع بررسی نقش علم و فنآوری در ارتقای حقوق بشر به ریاست دورهای جمهوری اسلامی آغاز شد!
گفتنی است که به جز دولتها و حکومتها که منافع مالی کلانی از طریق نظام اسلامی به جیب میزنند، آیا انسانی در این کرهی خاکی پیدا میشوند که بتواند چشمانش را به روی جنایتهای بیشمار حاکمیت کُودککُش و بچه دزد و پایمال کننده حقوق بشردرایران اسلامی ببندد؟!
آری پیدا می شوند همان صاحبان وضع کننده قوانین که بازار ۸۵ میلیونی ایران را بستر مناسبی برای پذیرفتن حاکمیت سیاه اسلامی، همچنان مامن امنی برای بهره کشی خویش می پندارند و به بقای و دوام این نظام فرتوت و دیوصفت وحفظ آن چشم دارند.
زهی شرم بر آنانی که با نمایندگان این چنین نظام خون و جنون و جنایت حاکمیت ۴۴ ساله بر جغرافیای ایران، بر روی صندلی مینشینند که از دستان خون چکان آنان، دهها، صد ها و هزاران هزار کودک تا به امروز بی مادر و پدر شده اند و دانش آموزان را مسموم و کودک کُشی را درخیابان ها پیشه خود کرده اند، اینان برای منفعت دولت های خویش، پا به پای آنان می نشینند تا در مورد حقوق بشر داستان ببافند! و مادران و پدران دادخواه را روانه گورستان های خاموش سراسرایران سازند!
اضافه کنم در جامعه ما همچون دیگر کشورهای اسلامی، که بر پایه ایدئولوژی دینی اداره می شوند، زنان همچنان از اولین قربانیان خشونت و نابرابری های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اند. روزانه صد ها زن در گوشه و کنار کشور در بازار کار و حین کار در مزارع بدون برخورداری از حقوق اولیه بشدت استثمارمی شوند. در صنعت بردگی جنسی، در درون خیابان ها و درخانه های صیغه و عفاف، مورد سوءاستفاده قرارگرفته و تحقیر می شوند و یا با آنها به مثابه کالا رفتار شده و یک سویه در معرض خرید و فروش قرارمی گیرند.
حاکمیت دینی حتی در مراجع حقوقی اش، موقعیت زنان به مثابه نیمه دیگر جامعه را برنمی تابد و به حیات اجتماعی زنان وقعی نمی نهند. همه حدّ و حدود مربوط به صیغه، قوانین ارث، گرفتن حق حضانت فرزند، حق طلاق، وقوع قتل های ناموسی و سایر امور بر موقعیت روزمره گی زندگی زنان تحمیل می گردد. درعرصه بازار کار نیز زنان با مردان کارگر دستمزد برابر دریافت نمی دارند. نهایت اینکه پدیده خشونت بر زنان جزء تفکیک ناپذیر جامعه پدر سالار،مرد سالار و دین سالار است. به طرق مختلف، از کنترل بر بدن زنان و دختران، از سلب حقّ انتخاب پوشش آنان، وضع قوانین ازدواج و امر همسر گزینی، وسکس داشتن باغیر که به آن حفظ «ناموس» اطلاق می گردد و حتی پرداختن به لغو تحصیل دختران، همواره تصمیمات آنان اعمال می گردد.
دریک کلام: خشونت درایران تحت حاکمیت اسلام ناب محمدی، سیستماتیک و دولتی است، در قوانین حکومتی نهادینه شده و جنبهٔ شرعی به خود گرفته است . زن انسان درجه دو شمرده شده و همانگونه که پیشتر آوردم ؛ آزادی پوشش، حق طلاق، حق مسافرت، حق اشتغال و دیگر حقوق مدنی در این رژیم بهگونهیی جریانوار نقض میشود. تبعیض زنان در تمامی عرصه ها، نادیدهانگاری، سرکوفت زدن و تحقیر کردن و نیز شکنجه و اعدام صد ها تن از زنان و دختران و فتوای رذیلانهٔ تجاوز به زنان زندانی از برگهای ننگین این حکومت ناب محمدی و تا بن دندان ارتجاعی است.
خشونت در ایران علیه زنان اعم از خشونت فیزیکی، جنسی، روانی، کلامی و اقتصادی بخشی از خشونت سیستماتیک و نهادینه شده در قوانین زنستیزانهٔ حکومتی است. بر اساس قوانین واپسگرایانهٔ موجود مرد مالک زن است و بهعنوان نصف مرد ارزشگذاری میشود.
پرسش اساسی این است: آیاچشمان بیدارمجامع جهانی درسالروز ۲۵ نوامبر ۲۰۲۳ «روزجهانی مبارزه با خشونت علیه زنان»، ابعاد غیرقابل تصور خشونت علیه زنان را در این قسمت از اطلس جهانی، یعنی درون ایران را میبینند یا نه ؟
باید گفت در چنین روزی شکستن سکوت در ایران و هم صدایی با توده زنان کشورمان اهمیت صد چندان دارد. صدای زنان ایران باشیم ! یادمان نرود برملا کردن خشونت زنان، صد درصد امر سیاسی است، در دفاع از حقوق و شخصیت زنان، دختران و خواهران ما در ایران با هر نوع خشونت برعلیه زنان مبارزه کنیم!
با استوری «آرمیتا گراوند» که یادش همواره با من است، نوشته ام را پایان می برم. حتی تاریکترین شب نیز پایان خواهد یافت و خورشید خواهد درخشید.
