اتحاد کارگران انقلابی کارگران ایران: در هفته های اخير بار دیگر تهاجم به طبقه کارگر شدت گرفته است و ما شاهد تهاجم همه جانبه ای به نیروی کار کشور هستیم. مجلس سن بازنشستگی را افزایش داد و براساس مصوبه اش عملا ۱۲ سال به سن بازنشستگی شاغلانی که سال اول کارشان را شروع کرده اند اضافه شد. صندوق های بازنشستگی که در سالهای گذشته بوسیله باندهای مختلف حکومتی چپاول شده، و اکنون خالیست و عملا دولت توان پرداخت بدهی هایش به این صندوق ها را ندارد، چاره را در این دیده که کسری این صندوق ها را از جیب و سرمایه جسمی و روحی نیروی کار جدید جبران کرده و با تشدید استثمار این بخش از نیروی کار پاسخگوی بخشی از اعتراضات هر دم فزاینده بازنشستگان و مطالبه همسان سازی مستمری ها باشد. تهاجم به نیروی کار به بالابردن سن بازنشستگی محدود نمی شود. چندی پیش در قالب طرح هفتم توسعه شاهد طرح مجدد استاد شاگردی در این قانون و همچنین حذف و زدن حمایت ها از بخش های آسیب پذیر کشور مثل معلولان بودیم که با واکنش اعتراضی معلولان و اعتراضات متوالی آنان و در مواردی بازداشت و پیگیرد فعالین حامی حقوق معلولان نیز روبرو شد و در آخرین موضعگیری ضد کارگری، عضو کارفرمایی و نماینده اتاق بازرگانی در شورایعالی کار طرح طبقه بندی مشاغل را «کمونیستی » خوانده و خواستار آن شد که قانونگذاران این » وصله کمونیستی » را از قانون کار حذف کنند.
بالابردن سن بازنشستگی ، به کارگیری طرح استاد شاگردی ، حذف قوانین حمایتی از اقشار آسیب پذیر و نیازمند کمک مثل معلولان و حمله به طرح طبقه بندی مشاغل را باید در کنار ادامه سرکوب، پرونده سازی، بازداشت و زندان برای فعالین کارگری، سرکوب دستمزدها و مقاومت در برابر مطالبه کارگران مبنی بر افزایش حداقل دستمزد منطبق با نرخ واقعی تورم و سبد معیشت، خودداری از پرداخت همین مزدهای ناچیز و تداوم روند شوم دستمزدهای معوقه بخش هایی از نیروی کار بویژه در حوزه خدمات شهری و تورم فراتر از صد درصدی در حوزه کالاهای مصرفی حیاتی نیروی کار گذاشت تا تصور بهتری از ابعاد تهاجم همه جانبه به نیروی کار کشور، شدت یافتن استثمار طبقه کارگر و سرکوب فعالین و کنشگران به دست آورد. تشدید تهاجم به کارگران در حالی است که بیش از نود درصد نیروی کار کشور قراردادی است و بسیاری از کارگران در مجموعه شرکت های زالو صفت پیمانکاری کار می کنند و زیر پوشش هیچ قانون حمایتی قرار ندارند و از شمول قانون کار نیز خارج هستند، و این خود شدت غلبه اردوی کارفرمایی و سرمایه را در توازن قوای میان نیروی کار و سرمایه نشان می دهد. در چنین وضعیتی هر یورش جدیدی به سطح معاش و معیشت مزد و مستمری بگیران، چنانچه با واکنش آگاهانه و مقاومت گسترده و سازمان یافته همراه نباشد، توازن قوا میان کار وسرمایه را بیش از پیش به ضرر نیروی کار می کند. در واقع تا زمانی که نیروی کار از تشکلات مستقل و نیرومندی برخوردار نیست تا جلوی این تهاجمات را بگیرد، این تهاجمات ادامه دارد. با این حال اعتراضات گسترده خیابانی بازنشستگان و اعتراضات جمعی کارگران در واحدهای تولیدی مختلف که در ماههای گذشته افزایش داشته است نیرویی است که می توان به آن تکیه کرد و پایه های محکمی برای مبارزه متشکل و سراسری طبقه کارگر از دل همین اعتراضات بوجود آورد.
بیان دیدگاه