اتحاد کارگران انقلابی ایران:ماههاست وزیر جدید آموزش و پرورش که رسالت خود را قلع و قمع و تصفیه معلمان متعهد و دلسوز کشور کرده، در همراهی و همکاری با قوه قضائیه شمشیر را از رو بسته وهر روز احکام تازه ای بر علیه بهترین معلمان کشورمان صادر می کنند. در تازه ترین این اقدامات، شعبه ۳۷ دادگاه تجدید نظر استان فارس دهها سال زندان برای فعالین و اعضای انجمن صنفی معلمان فارس صادر کرده است.
در این احکام ظالمانه افشین رزمجویی، ایرج رهنما، اصغر امیر آزادگانی و محمد علی زحمتکش به پنج سال حبس و منع فعالیت در فضای مجازی و منع خروج از کشور با ابطال گذرنامه به مدت دو سال محکوم شده اند. مژگان باقری به مدت دو سال حبس و منع فعالیت در فضای مجازی و منع خروج از کشور با ابطال گذرنامه به مدت دو سال و زهرا اسفندیاری و عبدالرزاق امیری به دو سال حبس تحت نظارت سامانه های الکترونیکی پابند در محدوده یک هزار متری از محل سکونت و منع خروج از کشور با ابطال گذرنامه و منع فعالیت در فضای مجازی به مدت دو سال و غلامرضا غلامی کندازی به سه اتهام اجتماع و تبانی، عضویت در گروههای معاند و فعالیت تبلیغی علیه نظام مجموعا به ده سال حبس، دو سال ابطال گذرنامه، دو سال تبعید در بیرجند و دو سال منع فعالیت در فضای مجازی محکوم شد.
بی گمان صدور چنین احکام ظالمانه ای اوج رذالت رژیم را در انتقام گیری از این معلمان آگاه و دلسوز نشان می دهد. با این شيوه آن ها در پی آنند که در بین سایر معلمان احساس ترس و ناامیدی از فعالیت های مستقل صنفی ایجاد کنند که مسلما به هدف خود نخواهند رسید. سیاست اخراج و دور کردن معلمان مسئول و فرهیخته از محیط های آموزشی بخش دیگری از هدف این سرکوب هاست که البته فقط به آموزش و پرورش محدود نمی شود.
در چند ماه گذشته شاهد اخراج گسترده استادان فرهیخته از دانشگاهها نیز بودیم. استادانی که در جنبش زن زندگی آزادی در کنار دانشجویان ایستادند و تسلیم اهداف سرکوبگرانه وزارت آموزش عالی نشدند. مدارس و دانشگاهها دو نهادی که در جریان جنبش انقلابی از مهمترین مراکز این جنبش بودند، مورد خشم و انتقام فزاینده نهادهای سرکوبگر هستند.
مسموم سازی دانش آموزان و دستگیری گسترده دانشجویان شروع این انتقام گیری ها بوده و بعدا با اخراج استادان متعهد و فرهیخته ادامه یافته و اکنون با احکام شدید بر علیه دلسوزترین و اگاهترین معلمان کشور همچنان ادامه دارد.
کنترل کامل امنیتی با هدف جلوگیری از اوج مجدد و شکل گيري فاز جدید جنبش انقلابی از مهم ترین اهداف این سرکوبگری ها علیه دانشجویان، معلمان و اساتید مستقل دانشگاههاست. سعی در اعمال کامل فضای سرکوب در مدارس و دانشگاهها، کنترل کامل فضاهای آموزشی زیر سیطره احکام ایدئولوژیک بخشی دیگر از هدف های سرکوب است تا شرایط بقای دیکتاتوری تامین شود.
با سرکوب های چند ماه اخیر عملا بخش بزرگی از فعالین و کنشگران صنفی معلمان از کانون های صنفی مختلف به وسیله نهادهای امنیتی و قضایی و با خشنونتی لجام گسیخته از فضای مبارزاتی محروم شده اند تا علاوه بر القای ترس و ناامیدی از فعالیت صنفی در میان معلمان، وزن و نقش شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان تقلیل یابد.
سه محور اصلی مقابله با این سرکوب ها در میان معلمان به شرح زیر است:
الف: ارتباط نزدیک تر با بدنه معلمان در حوزه سطح و دامنه کنشگری و منطبق شدن سطح و دامنه اقدام و فعالیت با آمادگی بالفعل معلمان. بهره جویی از خرد جمعی و نظرخواهی در باره شیوه اقدام نمونه ای از این رویکرد است.
ب: تلاش برای بازگشت به اعتراضات مطالباتی منطبق با توازن قوا در شرایط سرکوب ها. از نظر فعالین کاهش دامنه اعتراضات موثر و فراگیر غالبا به معنای فراگیرتر شدن سرکوب است. برای جمهوری اسلامی که حیاتش به سرکوب دائمی و همیشگی گره خورده است، غیبت اعتراضات فراگیر فرصت طلایی برای شکار فعالین علنی و خارج کردن آنها از صحنه کنشگری است. گسترش دامنه اعتراضات این فرصت را از رژیم می گیرد. ج: گسترش همگرایی و اتحاد عمل مبارزاتی میان گروههای هم سرنوشت در جنبش مطالباتی و در سطح عمومی و سراسری. بدون همگرایی میان کارگران، معلمان، بازنشستگان و سایر گروههای مطالبه گر که فصل مشترک های مهمی آنها را به هم پیوند می زند، امکان تحقق مطالبات هیچ یک از این بخش ها مگر به صورت حاشیه ای، مخدوش شده و موقتی وجود ندارد
