چند یادآوری بدیهی: نرگس محمدی برنده جایزه نوبل صلح شد. در میان نامزدهایِ ایرانیِ این جایزه، ایشان سالهای بیشتری را در زندان بود و در دوران حبس نیز همیشه بر مواضع خود ایستادگی کرد.
هر کس یکبار احضار، توبیخ و بازجویی شده و با حکمی ناعادلانه به زندان رفته باشد، رنج و درد این روند را نیک میداند. نرگس طی این سالها سیزده بار «حبس در حبس» و «حکم در حکم» را تجربه کرد و خم به ابرو نیاورد و هر بار قویتر به مبارزه خود ادامه داد.

اما در مورد حواشیِ آن بدون مقدمهچینی میروم سر اصل مطلب:
یک: اگر پیشتر به آکادمی نوبل نقد میکردیم که چرا به چهرههای جنگطلب، غیردموکرات یا نخستوزیران سابق اسرائیل این جایزه را اعطا کرده، آن نقدها کاملاً و همچنان درست است.
دو: نقد ما به گذشتهیِ جنگطلب و غیرمردمی چهرههای مذکور و انتخاب سیاسی و نادرست آکادمی نوبل کاملاً درست بود.
سه: هر نقدی به مواضع سیاسی گذشته و اکنون نرگس وارد باشد، مبارزات حقطلبانه، ایستادگی، تسلیمناپذیری و مقاومت شرافتمندانهاش درون زندان انکارناپذیر است.
چهار: پس در این مورد این آکادمی نوبل نیست که به نرگس محمدی اعتبار میدهد، بلکه بالعکس.
پنج: اگر پیشتر شیرین عبادی این جایزه را گرفت و عملکرد پسینیاش مورد نقد است، این دلیل موجهی برای نقد نرگس نیست. ما پیشگو نیستیم اما بر اساس روندهای قبلی و فعلی میتوانیم آینده را پیشبینی کنیم. این پیشبینی میتواند درست یا غلط باشد.
شش: اینکه نرگس در آینده چه مسیری طی کند و چه استفادهای از عنوان جهانی خود ببرد امری است مربوط به آینده و نخبگانِ مترقی وظیفه دارند این مسیر را بررسی و به وقت نقد کنند.
هفت: این جایزه با چه انگیزههایی داده شده است و اینکه آیا اعطای آن به سود مبارزات جنبش آزادی و عدالتخواهانه است یا به ضرر آن، و یا شاید به قصد انحراف آن؟
این مهم لازم است به دور از پیشگوییهای نوستراداموسوار و با تحلیلی دقیق و به دور از تعصب و خشم به بحث گذاشته شود.
بیان دیدگاه