آرمیتا گراوند در اغما: صف آرایی مردم در برابر سرکوبگران

اتحاد کارگران انقلابی ایران: آرمیتا گراوند، دختر نوجوان ۱۶ ساله، دانش‌آموز کلاس یازدهم، روز یکشنبه دهم مهرماه ۱۴۰۲ پس از ضربات “حجاب بان” ها در مترو نقش بر زمین شد و در حالت بیهوشی به بیمارستان فجر منتقل و از آن روز در کما به سر می برد.

نهادهای امنیتی علت به کما رفتن آرمیتا را «‌اُفت فشار» اعلام کرده‌اند. حاکمیت بدون انتشار فیلم های درون واگن مترو تصاویری از بیرون مترو را منتشر کرده و در روز ۱۱ مهر ۱۴۰۲، خبرگزاری ایرنا تصاویری را از گفتگو با والدین این دختر نوجوان منتشر کرده است. یعنی به عبارتی از آن ها اعتراف تلویزیونی گرفته اند تا از زبان مادر او بگویند علت زمین خوردن آرمیتا افت فشار خون بوده است. بعدا مادر آرمیتا را دستگیر کرده و بیمارستان فجر را به محاصره نیروهای خود در آورده اند . بیمارستان توسط لباس شخصی های امنیتی محاصره شده و تمامی ملاقات ها را لغو کرده و به دستگیری بستگان و دوستان دانش آموز او، ضبط تلفن های همراه برای جلوگیری از انتشار عکس ها و فیلم های لحظه وقوع جنایت، پرداختند. 

مریم لطفی، خبرنگار شرق، که روز دوشنبه ۱۰ مهر پس از انتشار اخبار مبتنی بر ابهام در وضعیت آرمیتا گراوند به بیمارستان فجر رفته بود تا گزارش تهیه کند، را نیز دستگیر کرده و مانع تهیه گزارش او شدند.

صبح روز یکشنبه پس از آنکه آرمیتا گراوند همراه چند همکلاسی خود بدون روسری سوار مترو می‌شوند، پس از لحظاتی، جسم بی‌هوش او از واگون خارج و به بیمارستانی منتقل می‌گردد. رژیم در این چند روز تمام تلاش خود را به کار گرفته تا هم مانع اطلاع رسانی وسیع تر در سطح جامعه شود و هم با به کار گیری تدابیر پیش گیرانه از شکل گیری اعتراضات گسترده جلوگیری کند. در حالی که خبر آرمیتا گراوند امروز جهانی شده و بسیاری در سطح جهان نگران وضعیت او هستند و هم چنین شمار وسیعی از ایرانیان در شبکه های اجتماعي خبر مربوط به وضعیت او را لحظه به لحظه دنبال می کنند. همه نگران جان او هستند و آرزوی سلامتی او را دارند. اما جمهوری اسلامی تاکنون به شیوه همیشگی خود به دستگیری نزدیکان، دوستان، تهدید کردن دایره وسیعی از شهروندان و انتشار اخبار جعلی پرداخته است. سرکوب، تهدید، برخورد امنیتی، پرونده سازی، کتمان حقیقت و پخش دروغ، اجزای ثابت و همیشگی سیاست  جمهوری اسلامی برای لاپوشانی جنایت در حق شهروندان است. پیشبرد این سیاست در شرایط کنونی معنای دیگری جز ترس رژیم از شعله ور شدن مجدد خشم مردم و شکل گيري اعتراضات وسیع ندارد.

وضعیت فاجعه بار آرمیتا، صف آرایی گسترده ای که بر محور آن در برابر حاکمیت سرکوب و دروغ در شبکه های اجتماعی، در سطح افکار عمومی در داخل و حتی تا حدودی در عرصه جهانی شکل گرفته، یک بار دیگر بن بستی را که حاکمیت در آن دست و پا می زند را در معرض توجه همگان قرار می دهد: برای حفظ پوشش دینی و فاشیستی نظام، جلوگیری از ریزش بیشتر نیرو در میان قشریون زن ستیز و تاریک اندیش حامی سرکوب و درهم شکستن مقاومت زنان در برابر حجاب اجباری، حاکمیت ناچار است که  دائما طرح های سرکوب زنان را گسترش داده و نهادها و روش های ترکیبی تازه تری را برای اسارت زنان و تحمیل حجاب بر آنان در پیش بگیرد.

لایحه اخیر حجاب و عفاف و راه اندازی حجاب بان ها در مترو دو نمونه از این رویکرد است که در کنار سایر اشکال سرکوب قرار بود وضعیت جامعه را به شرایط قبل از خیزش انقلابی سال گذشته برگرداند.

اما خیزش انقلابی نه تنها همه طرح های سرکوب را به شکست کشاند، که بسیار فراتر از برچیدن گشت ارشاد، سطحی از آزادی پوشش را به حاکمیت تحمیل کرد. صف آرایی کنونی مردم در برابر حکومت در رابطه با وضعیت آرمیتا گراوند نشان می دهد که جامعه و افکار عمومی دیگر در برابر مظاهر سرکوب سکوت نمی کند و مترصد فرصت است تا بار دیگر همه طرح های جدید سرکوب زنان را بر سر حاکمیت بکوبد و ضمن برچیدن حجاب بان و تحمیل گسترده تر آزادی پوشش، مبارزه برای از میان برداشتن حاکمیت را ادامه دهد.

بیان دیدگاه