جانباختگان راه آزادی در جمعه خونین بلوچستان را هرگز فراموش نمی کنیم

اتحاد کارگران انقلابی ایران: در میان روزهای خونین خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» ۸ مهر ۱۴۰۱ با دست کم ۱۰۳ کشته از جمله ۱۷ کودک زیر هیجده سال و ۴ زن و بیش از ۳۰۰ مجروح و شمار زیادی معلول و افراد نقص‌عضوشده یکی از مرگبارترین روزهای سرکوب به دست عوامل نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی بود. این قتل عام سازمان یافته با هدف زهرچشم گرفتن از مردم معترض بلوچستان، جلوگیری از سراسری شدن دامنه اعتراضات و شکل گیری همبستگی پرشکوه مبارزاتی ملیت های تحت ستم ، حمایت از ابراهیم کوچک زایی فرمانده انتظامی چابهار و متجاوز جنسی به دختر ۱۵ ساله بلوچ صورت گرفت.  

خبر این تجاوز و تهدید خانواده این دختر نوجوان از سوی فرمانده متجاوز مردم محروم و زحمتکش بلوچ را که همواره زیر سرکوب شدید و نابرابری های وحشتناک طبقاتی زندگی کرده اند، بشدت برانگیخت و خشم و نفرت برحق مردم را دامن زد. این امر بویژه زمانی دامنه وسیع تری یافت که خبر تجاوز یک هفته قبل از جمعه خونین بلوچستان در ۴ مهر توسط امام جمعه موقت راسک با انتشار بیانیه‌ای تایید شد. این بیانیه  ضمنا خواستار رسیدگی به شکایت خانوادۀ دختر نوجوان شده بود. اما حاکمیت که همواره مدافع ظلم و جنایت و تجاوز نیروهای سرکوب به کودکان و نوجوانان بوده در واکنش به این مطالبه به برنامه ریزی قتل عام گسترده دست زد.  در تظاهرات اعتراضی روز جمعه ۸ مهر گروهی از نمازگزاران با سردادن شعارهای اعتراضی به سوی کلانتری ۱۶ زاهدان رفته و در حالی که گروههای وسیعی از مردم به آنان پیوسته بودند در برابر کلانتری تجمع کردند. مردم خواستار پاسخگویی کارگزاران حکومت در برابر فاجعه تجاوز جنسی شدند و در واکنش به بی توجهی کامل آنان گروهی از معترضان به سوی کلانتری سنگ پرتاب کردند. مأموران یگان ویژه از پیش مستقر در کلانتری با سلاح جنگی و  مأموران لباس شخصی مستقر در بالای ساختمان‌های اطراف مصلی با اسلحه جنگی شروع به تیراندازی به سوی متحصنین و نمازگزاران داخل مصلی کردند و در کمتر از یک ساعت با سلاح های خودکار و تک تیراندازانی که به بالاتنه و سینه مردم  شلیک می کردند گروهی از مردم بی دفاع و حتی کودکان خردستان و رهگذران و عابران را قتل عام کردند  .

قتل عام پاسخی بود که مردم ستمدیده بلوچ به خاطر حمایت از خانواده ژینا- مهسا امینی، اعتراض به کشتار مردم معترض شهرهای محتلف کردستان و اعتراض به تجاوز جنسی به دختر نوجوان بلوچ از سوی نظام جمهوری اسلامی دریافت کردند. اما حاکمیت با قتل عام مردم بلوچ نه تنها همبستگی مردم کردستان و بلوچستان را نتوانست درهم بشکند که این همبستگی بویژه با اعتصاب حمایتی گسترده در چهلم قربانیان جمعه خونین زاهدان در شهرهای کردستان از جمله مهاباد، بوکان، سقز، سنندج و بانه  سالها تبلیغات ارتجاعی حاکمیت و طرح های تفرقه افکنانه آنان را درهم شکست و اتحاد خلق ها علیه دیکتاتوری و برای دمکراسی و رهایی اجتماعی را به عنوان یک ویژگی مهم خیزش انقلابی به سطح کشید.

  نه فقط کردستان جانانه به حمایت از بلوچستان برخاست که تقریبا در سراسر ایران از تهران، مشهد، شیراز، گرفته تا اصفهان و رشت و شهرکرد و بندرعباس برای حمایت و اعلام همدردی با مردم بلوچ به خیابان آمدند. دانشجویان مبارز در دانشگاههای تهران، امیرکبیر، هنر تهران، تبریز و دیگر شهرها با برگزاری تظاهرات اعتراضی و تحصن، یاد و خاطره جانباختگان جمعه خونین زاهدان را گرامی داشتند. مردم ایران شعار دادند :«زاهدان، کردستان، چشم و چراغ ایران» و مثل مهسا امینی خدانور لجعه‌ای، جوان بلوچی که پیش‌تر توسط نیروی انتظامی دستگیر شده و تصویر او با دست های بسته و لب های تشنه خیره به لیوان آبی که برای تحقیر دور از دسترس او در مقابلش گذاشته بودند، به نمادی دیگر از ستم و  خشم و نفرت مردم از ستمگران تبدیل شد و تصاویر او در ایران و جهان در دست انسان های مبارز و آزادی‌خواه افراشته شد.

با وجود همه سرکوبگری ها، با وجود جمعه خونین بلوچستان، با جود فروکش نسبی اعتراضات خیابان زیر سرکوب های عریان و چند لایه نظام جمهوری اسلامی، مقاومت بلوچستان نه تنها خاموش نشد که در قالب جمعه‌های اعتراضی زاهدان و دیگر شهرهای این استان در یک سال گذشته تداوم یافت. بلوچستان صلیب خونین خیزش انقلابی « زن، زندگی، آزادی» را همچنان بر دوش می کشد و در شعارها و مطالباتش تلاش می کند صدای مردم شدیدا سرکوب شده و بی صدا باشد.

در آستانه سالگرد جمعه  خونین بلوچستان، جمهوری اسلامی برای جلوگیری از شکل گیری اعتراضات گسترده، دست به لشکرکشی زد و انواع خودروهای نظامی با تجهیزات جنگی را از استان های دیگر به بلوچستان فرستاد. زاهدان چنان به محاصره نظامی درآمد که معمولا قدرت های اشغالگر خارجی صورت می دهند.  حکومت نظامی و قتل و کشتار اما نمی تواند صدای اعتراض به فقر و محرومیت و بی عدالتی را خاموش کند. مردمی که همه چیزشان غارت شده و سوختبری برای شان باقی مانده که با حریق خودروها و گلوله های نیروهای انتظامی و مرزبانی، فقط جان برای لقمه ای نان است. این مردم جز مرگ و و فقر و مصیبت و ظلم مضاعف هرگز چیز دیگری از نظام جمهوری اسلامی دریافت نخواهند کرد.

اسامی برخی از جان باختگان جمعۀ خونین زاهدان به شرح زیر است:

 حمزه نارویی، عبدالرحمن بلوچی خواه، محمد امین گمشادزهی، محمد رضا ادیب توتازهی، محمد براهوی، امین الله قلجایی، عمران شه بخش، یاسر شه بخش، اقبال شهنوازی، ابوبکر فرزند شکور، جلیل محمد زهی، حمید عیسی زهی، نعمت الله کبدانی، حمید نارویی، صمد شاهوزهی، محمد صدیق نارویی، لال محمد عالی زهی، حمزه نارویی، ابوبکر علی زهی، عمر شهنوازی، عبدالغفور نور براهویی، فرزاد شه بخش، محمد قلجه‌ای، محمد ریگی، امیر حمزه شهنوازی، لال محمد آنشینی، بلال آنشینی، صلاح الدین گمشادزهی، ابراهیم گرگیج، احمد شه بخش، محمد اقبال شهنوازی، احمد سرگلزایی، محمد فاروق رخش، منصور رخشانی، عبدالملک شه بخش، عمر شهنوازی، اکبر حلقه بگوش، یونس نارویی، جلیل رخشانی، محمد علی گمشادزهی، رافع نارویی، علی عاقلی (نارویی)، محمود براهویی، عبدالصمد براهویی، ابوبکر نهتانی، موسی نهتانی، عبدالمجید ریگی، سامر هاشمزهی، محمدعمر شهنوازی، جلیل قنبرزهی، امین گله بچه، وحید هوت، گنگوزهی (نام نامشخص)، عبدالغفور دهمرده، عمران حسن زهی، محسن گمشادزهی، امیرحسین میرکازهی (ریگی)، سلمان ملکی، جمال عبدالناصر محمد حسنی (براهویی)، مرتضی حسن زئی، ذوالفقار جان حسن زئی، آرمان حسن‌رئی، محمود حسن زئی، موسی آنشینی، ثامر شهنوازی، محمدعلی اسماعیل زهی (شه بخش)، مجید بلوچ‌زهی (شه بخش)، مهدی آنشینی، عبدالمنان رخشانی، بلال رخشانی، سامر هاشمزهی، مولوی امید شهنوازی، اقبال شهنوازی، متین قنبرزهی، اسماعیل آبیل، سلیمان عرب، احمد سارانی، اسماعیل حسین زئی، ماه الدین شیروزهی، خدانور لجعی، موسی ویراء، غلام نبی نوتی زهی، عبدالصمد ثابتی زاده (شاهوزهی)، عبدالوحید توحیدنیا، نجم الدین تاجیک (اهل افغانستان)، بهزاد ریگی، جواد پوشه (۱۲ ساله)، جابر شیروزهی (۱۲ ساله )، میرشکار (نام نامشخص) (۲ ساله)، سدیس کشانی (۱۴ ساله)، امید سارانی (۱۳ ساله)، امید صفرزهی  (۱۷ ساله)، هستی نارویی (۷ ساله)، محمد اقبال نایب زهی (۱۶ ساله)، سامر شامزهی(۱۶ ساله)، عزیزالله کبدانی( ۱۴ ساله)، علی براهویی (۱۴ ساله)

انسان‌های زحمتکشی که برای اعتراض به ظلم و بی عدالتی در جمعه خونین بلوچستان به خاک افتاده اند هرگز فراموش نمی شوند. نه می بخشیم نه فراموش می کنیم. در کنار بلوچستان می مانیم و تا رسیدن به هدف داد خواهیم بیدادی را که بر این مردم و همه مردم ایران رفته است. یادشان با ماست

بیان دیدگاه