اتحاد کارگران انقلابی ایران: «هویت ملی و هویت قومی در شهر معاصر ایرانی، مطالعه موردی نقده» عنوان پایان نامه لیلا حسین زاده، دانشجوی ارشد انسان شناسی دانشگاه تهران بود. پایان نامه ای که محتوا و شکل ارائه آن در برابر اساتید دانشگاه به مانند آبی که در لانه مورچگان ریخته شود، ولوله ای در بین حامیان دیکتاتور در داخل کشور، و سینه چاکان دیکتاتوری ی تاریخ گذشته در خارج از کشور ایجاد کرد.
این جلسه در روز یکشنبه ساعت ۱۴ در اتاق گروه انسانشناسی دانشکده علوم اجتماعی واقع در طبقه چهارم دانشکده برگزار گردیده است. جلسه با حضور اساتید داور، راهنما و مشاور و طبق روال معمول برگزار شده است و نتیجه ارزیابی پایاننامه توسط داوران نمره ۱۹ از ۱۹ اعلام گردیده است.
لیلا با حجاب اختیاری در جلسه دفاع از پایان نامه اش حاضر شد. بدون روسری، بدون آرایش و زرق و برق، با لباسی ساده به مانند میلیونها تنِ دیگر از دختران وطنش، با اقتدار و با صلابت و با اعتماد به نفسِ نسلی که خواب را بر دیکتاتور حرام کرده است، ایستاد و دفاع کرد.
لیلا دفاعیه اش را با یاد پیشه وری و قاضی محمد، آغاز کرد. پایان نامه قرار بود نگاه ناسیونالیستی و مرکزگرا به قومیت و ملیت را مورد نقد قرار دهد. او با خود قرار داشت که به جای نگاه امنیتی داشتن به مسئله ملّی، از زاویه صلح و همزیستی مردم بومی مسئله را مورد مطالعه قرار دهد. لیلا در پایان نامه اش تلاش کرده است به جای آنکه گفتمان و دغدغه ی دولت مرکزی اصل قرار بگیرد، همزیستی و صلح مردم در جامعه ی موردِ مطالعه و خواست آنان مبنا باشد.
لیلا در پایان نامه ی خود با جسارت اعلام کرده بود که جز با دگرگونی رادیکال در سازوکارهای قدرت سیاسی و تغییر رویکرد احزاب کورد، بحران نزاع هویتی در آذربایجان غربی دست نخورده باقی خواهد ماند. این به مذاق دیکتاتور خوش نیامد.
نگاهی به واکنش ها به دفاعیه لیلا حسین زاده از پایان نامه اش، و طیف هائی که این واکنش ها از سوی آنها صورت گرفته است، لزوم دفاع از لیلا را بر هرفعال سیاسی، دانشجوئی، ملّی، مدنی و عدالتخواه به نمایش گذاشته است.
حاکمیت در تعطیلات تابستانی دانشگاه ها با احضارها، دستگیری ها، اخراج اساتید از دانشگاهها، و محروم کردن دانشجویان از ادامه تحصیل سعی کرد اینگونه القاء کند که جنبش دانشجوئی سرکوب شده است، لیلا سکوت را شکست.
تحمیل دوباره حجاب اجباری به زنان و دختران که رژیم به اشکال مختلف سعی در پیش بردنش داشته، به سخره گرفته شد. لیلا با حجاب اختیاری و بدون روسری در جلسه ای رسمی حاضر شد. رژیم این رسوائی را تاب نیاورد. پس سعی کردند که بگویند این جلسه رسمی نبوده است.
برآشفتگی حاکمیت علیه شیوه دفاع لیلا از پایان نامه اش بیشتر معنا پیدا می کند وقتی که می بینیم دانشجویان رشتهی فلسفهی هنر دانشگاه هنر و دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه در اعتراض به جایگزین کردن اساتید جیره خوار به جای اخراج شده گان بیانیه صادر می کنند، و می گویند در کلاس درس این اساتید شرکت نخواهند کرد، همزمان دوازده صنف هنری خانهی هنرمندان ایران طی نامهای سرگشاده به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، خواستار توقف روند اخراج اساتید، لغو احکام محرومیت دانشجویان، توقف رفتارهای خشونتبار، رفع فضای امنیتی و ایجاد فضای امن برای اعتراض در دانشگاهها می شوند و فعالان صنفی-دانشجویی دانشگاه تربیتمدرس در اعتراض به سرکوب اساتید و دانشجویان با صدور بیانیه خواستار پایان دادن به سرکوب دانشجویان و اساتید آزادی خواه می شوند.
تابو شکنی لیلا حسین زاده نه تنها به مذاق حاکمیت خوش نیامد، بلکه سینه چاکان سلطنت هم هویت خود را در خطر احساس کردند. کسانی که حق ملل و اقوام را به رسمیت نمی شناسند. ائتلاف سپاه و سلطنت دوباره خود را به نمایش گذاشت. آن یکی موی لیلا و غیررسمی بودن جلسه را و این دیگری لباس و پوشش وی را به عنوان بهانه ای برای اتهام تجزیه طلبی هدف قرار دادند.
