اجرای سه ساله طرح «حمایت از فرهنگ عفاف و حجاب» و گسترش رویارویی بر سر آزادی پوشش

اتحاد کارگران انقلابی ایران: مجلس چهارشنبه، ۲۹شهریور پس از رسیدگی به گزارش کمیسیون قضائی و حقوقی در مورد لایحه یک فوریتی «حمایت از فرهنگ عفاف و حجاب» با اجرای آزمایشی سه ساله این لایحه با ۱۵۲ رأی موافق، ۳۴رأی مخالف و ۷ رأی ممتنع موافقت کرد.

برای همه کسانی که در ماههای اخیر از نزدیک شاهد استیصال و درماندگی روزمره نیروهای سرکوب در مقابله با آزادی پوشش زنان هستند، جای هیچ تردیدی وجود ندارد که اجرای آزمایشی سه ساله طرح «حمایت از فرهنگ عفاف و حجاب» هم در مجموع هیچ دردی از این نظام سرکوبگر و درمانده درمان نخواهد کرد. در طول تمام سال های موجودیت این نظام، سرکوب زنان با قانون و بی قانون پیگیری شده و سرکوب زنان اصولا حوزه ای بوده که هرگز مقید به قانون و ضابطه نبوده است. در طول این مدت دهها نهاد و مرکز برای مقابله با باصطلاح بی حجابی ایجاد کردند و از قتل و اسیدپاشی تا احکام ظالمانه و طویل المدت زندان و جرایم سنگین مالی برای مقابله با زنان همه آزموده شده و به اجرا نهاده شده است. حاصل آن که، سرانجام قتل عمد مهسا امینی خشم متراکم جامعه را منفجر کرد و خیزشی بزرگ و سراسری به پا کرد که صدایش در تمام جهان پیچید و زمین زیر پای حاکمیت را بشدت لرزاند و آن را به آستانه سرنگونی کشاند. جمهوری اسلامی هر قدر کشت و کور کرد و اسیر گرفت، نتوانست حجاب را دوباره به زنان تحمیل کند و در برابر اراده پیگیر زنان ناچار به عقب نشینی شد.  خود همین که جرات نکردند مفاد سرکوبگرانه و سراپا توحش آمیز طرح جدید سرکوب زنان را در صحن علنی مجلس، یعنی بین خودی های مورد اعتماد نظام و تایید شده گان شورای نگهبان به بحث بگذارند و آن را در پشت پرده با واگذاری به کمیسیون قضایی و حقوقی پیش بردند به خوبی نشان دهنده اوج ورشکستگی و واماندگی حاکمیت و نفرت و بیزاری مردم از آنان و قانون حجاب و عفاف شان است. در این شرایط به خط کردن نهادهای رنگارنگ دولتی و حاکمیتی برای مجازات زنان تنها خاصیتی که دارد این است که جنگ روزمره با آزادی پوشش زنان را با کشاندن به عرصه های بیشتر عمومی و سراسری می کند و به نافرمانی مدنی زنان در برابر توحش نظام حاکم در زیر نام «قانون» حجاب، خصلت آگاهانه تر، سازمان یافته تر و سراسری می بخشد. این رویارویی بویژه گسترده تر می شود زیرا اکثریت آحاد جامعه، «قانون» مصوب مجلس را تجسم بربریت و زن ستیزی اقلیت فاسد، سرکوبگر و اصلاح ناپذیری می داند که حفظ موجودیتش با سرکوب حقوق زنان گره خورده است. و گسترده تر می شود، زیرا هم ترس از مجازات و هم باور به ضد ارزش های واپس مانده و کثیف مردسالارانه در میان نسل جدید فروریخته است و خریداری در میان مردم ندارد.

حد برخورداری از آزادی پوشش مثل هر حق دیگری نه صرفا از قانون مصوب مجلس یا برخوردهای سرکوبگرانه نهادهای مجری سرکوب و نه صرفا میزان مقاومت در برابر قانون ظالمانه و غیرانسانی حجاب و سرپیچی از اجرای آن درمی آید بلکه از برایند این دوعنصر است که حاصل می شود و در واقع امری از جنس توازن قواست.

هر چه مقاومت زنان و حمایت مردان آزادیخواه و برابری طلب از این مقاومت در برابر زورگویی دستگاههای رنگارنگ سرکوب حاکمیتی گسترده تر و سازمان یافته تر و روش نافرمانی زنان برای این دستگاهها هزینه سازتر باشد، توازن قوا به همان میزان به نفع آزادی پوشش خواهد چرخید.

بیان دیدگاه