چند نکته در باره جنبش دادخواهی و ویژگی های آن (یادداشت اول)

اتحاد کارگران انقلابی ایران: نظر به اهمیت جنبش دادخواهی موجود و همگرایی گسترده مبارزاتی در این جنبش، اتحاد کارگران انقلابی ایران در چند یادداشت به مختصات و ویژگی های جنبش دادخواهی و ارتباط آن با جنبش کارگری می پردازد.

   در میان جنبش های اعتراضی موجود، جنبش دادخواهی بی تردید یکی از گسترده ترین جنبش ها علیه موجودیت نظام جمهوری اسلامی است. رژیم جمهوری اسلامی در دوره های مختلف حیاتش، چه در مرحله آغازین که بر توهم گسترده توده ای تکیه داشت، چه اکنون که در اوج انزوا دست و پا می زند و با نفرت و اعتراض گسترده مردم روبروست، به اقتضای اولویت های حفظ اقتدار و امنیت خود، مختصات کنش های اعتراضی رویارو و مهار پی آمدهای سیاست های ویرانگرانه اش در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، به شیوه های متفاوت اقدام به سرکوب گروههای مختلف معترضان و ناراضیان کرده است. کشتار ترکمن صحرا، قتل عام در کردستان، کشتارهای دهه شصت و بویژه کشتار تابستان 67، قتل های زنجیره ای شاعران، نویسندگان و دگراندیشان، قتل های محفلی، سرکوب اعتراضات 88، سرکوب اعتراضات درآویش گنابادی، شورش دی ماه 96، شورش تهیدستان در آبان 98 و سرکوب خیزش اعتراضی 1401 که هم اکنون با شدت جریان دارد، برخی از فرازهای برجسته سرکوب ها در دوران جمهوری اسلامی است.

خانواده های کشتار حلبچه – خانواده های کارگران خاتون آباد – مادران پارک لاله – مادران آبان – خانواده های آتش سوزی ساختمان پلاسکوی تهران – خانواده های جان‌باخته کوی دانشگاه – خانواده های متروپل آبادان – خانواده های موشک باران هواپیمای اکراینی – خانواده های جنبش بی آبی خوزستان و نیزارهای جنوب – خانواده های به خاک افتاده کم آبی در رودخانه زاینده رود …و دهها گروه دیگر را نیز باید به فهرست دادخواهان افزود؛ چرا که هر یک فرازی از ظلم، بی حقی و سرکوب حاکمیت بوده اند.

 روشن است که در فاصله این فرازها نیز ماشین قتل و کشتار حاکمیت هرگز خاموش نبوده و گروههای مختلف بازداشت، شکنجه، اعدام و زجرکش شده و یا همچنان در زندان مانده اند. اغراق نیست اگر بگوییم که زندان های این نظام موزاییکی از اسرای تقریبا همه لایه های اجتماعی، و دسته بندی های جنسی، جنسیتی، ملی، مذهبی، سیاسی و کارگری است. به تناسبت شکل و ساختار چند لایه، گسترده و متنوع سرکوب، دادخواهی نیز به امری تقریبا فراگیر و شکل مهمی از مقاومت و اعتراض میان خانواده های بازماندگان، زندانیان سیاسی و سرکوب شده گان و به یکی از کانون های داغ رویارویی با نیروهای سرکوب تبدیل شده است. امروز اکثریت بزرگ مردم ایران یا دادخواه هستند و گرفتار ظلم و بی عدالتی مجریان و کارگزاران این نظام شده اند، یا به درجات مختلف حامی دادخواهانند.

 گرچه بالا بودن وزن لایه های فرودست و نقش و جایگاه آنان در شورش ها و خیزش های یک دهه اخیر، تاثیرات مهمی در ترکیب طبقاتی نیروهای پایه جنبش دادخواهی پدید آورده که توجه به آن از نظر ارتباط جنبش های هم سرنوشت و بالقوه گی های کنشگری و سازمان یابی واجد اهمیت است، اما جایگاه و خاستگاه طبقاتی و اجتماعی عموم دادخواهان به تناسب تنوع و لایه بندی های سرکوب و اولویت های مطالبات و کنش هایی که به خاطر آن گرفتار تیغ سرکوب شده اند، همچنان متفاوت و چند گرایشی است. براین اساس، هر تبینی از چیستی جنبش دادخواهی ناگزیر است اصل تنوع نیروهای اجتماعی موجود در این جنبش و تنوع گرایش های ناشی از آن در حوزه سیاسی و بینشی  و راهکارها و کنشگری ها را لحاظ کند و همزمان و با حفظ تنوع موجود، هدف های عام و مشترکی که بدون آن هیچ جنبشی نمی تواند شکل بگیرد را به عنوان فصل مشترک همگرایی در جنبش دادخواهی در کانون توجه قرار دهد. نظر به آن چه گفته شد می توان گفت: «جنبش دادخواهی، جنبش وسیع و متنوع همه دادخواهان است که علیرغم همه تفاوت های ناشی از جایگاه اجتماعی، دیدگاه‌های سیاسی، مبانی فکری، ظرفیت ها، موقعیت ها و افق های گوناگون بر پایه مشترک دادخواهی این جنبش را هویت می بخشند». این تبیین از جنبش دادخواهی تقلیل گرا نیست و بر پایه نگرش خاص ایدئولوژیکِ گرایشی از گرایشات موجود در میان طیف متنوع دادخواهان، گروههایی از دادخواهان را بر پایه دسته بندی های عقیدتی و بینشی یا مواضع سیاسی از جنبش دادخواهی حذف نمی کند.

روشن است که با وجود تنوع خاستگاهها و تفاوت افق های دادخواهان، محاکمه و مجازات آمران و عاملان همه کشتارها، شکنجه ها، سرکوب ها، آدم ربایی، ترور و روشنگری در باره دلایل و ریشه های کلیه جنایات صورت گرفته در طول همه سال های سرکوب و خفقان در کشور ما، دو هدف مشترک پایه ای و اساسی در جنبش دادخواهی است.

یک پاسخ برای “چند نکته در باره جنبش دادخواهی و ویژگی های آن (یادداشت اول)”.

بیان دیدگاه