دو نکته در حاشیه اعتصاب کارگران ماشین سازی اراک

اتحاد کارگران انقلابی ایران: سومین هفته اعتصاب کارگران ماشین‌سازی اراک با شدت بیشتری نسبت به گذشته در جریان است و کارگران اعلام کرده‌اند تا دریافت مطالبات خود از پا نمی‌نشینند. این کارگران که شمار آنان حدود ۱۷۰۰نفر است اعلام کرده اند که تا مطالبات آنها تحقق پیدا نکند، همچنان به اعتصاب و اعتراض خود ادامه می‌دهند.

اعتراض به وضعیت تولید و عملکرد مدیران کارخانه، مطالبه تداوم تولید و پرداخت منظم دستمزد و تامین امنیت شغلی از مطالبات اصلی کارگران اعتصابی است.

اعتصاب این کارگران با گذشت بیست روز همچنان در حاشیه خبرها قرار گرفته است.  نیروها و جریاناتی که در حرف مدعی حمایت مالی از اعتصابات کارگران بودند به جای خود، حتی برخی تشکل های مستقل و شناخته شده کارگری نیز  خبر این اعتصاب را تاکنون منتشر نکرده اند.

تردیدی نیست که دلایل متعددی عامل این وضعیت است، اما این دلایل هر چه باشند یک امر روشن است: تا زمانی که گرایش به همبستگی طبقاتی و ارتباط با فعالین و تشکل های مستقل کارگری با هدف کسب حمایت، تحت فشار گرایش اصلی جهت دهنده به مطالبات و ارتباطات در یک آکسیون اعتصابی وجود نداشته یا بکلی ضعیف باشد، طبعا همبستگی موثری پدید نمی آید.

در واقع عاملی که حتی میزان توجه و واکنش کارگران غیر اعتصابی، تشکل های مستقل، فعالین کارگری و عموم حامیان مبارزات کارگری را شکل می دهد صرفا صنفی بودن مطالبات اعتصابی نیست، بلکه این است که حتی همان مطالبات صنفی هم چگونه پیگیری می شود؟ از طریق خط کشی با جریان حمایتگری مستقل و متکی به صبر و انتظار از مدیران و مسئولان یا با تکیه به اتحاد و همبستگی طبقاتی همسرنوشتان؟ عامل موثر دیگر در میزان توجه به اعتصابات کارگری این است که آیا در بطن حرکت اعتصابی، جهت گیری به سوی ایجاد تشکل مستقل صنفی و مطالباتی در تقابل با تشکل های زرد و سیاه حکومتی در حوزه کارگری جریان دارد یا حرکت اعتصابی فاقد چنین دورنمایی است؟

این نخستین بار نیست که کارگران ماشین سازی اراک دست به اعتراض زده اند. این کارگران  در تیر ۱۳۸۳ و بهمن ۱۳۹۵ نیز اعتصابات گسترده ای صورت داده و حتی درگیری هایی هم میان کارگران و نیروهای سرکوبگر صورت گرفت. با این حال حاصل آن دو موج اعتصاب شکل گیری سندیکای مستقل کارگران ماشین سازی اراک نبود و تشکل مستقلی که بتواند حامی منافع کارگران باشد و در برابر بی کفایتی و سیاست های ضد کارگری و تعدیلی مدیریت و برخوردهای سرکوبگرانه و ضد کارگری حاکمیت ایستادگی کند، شکل نگرفت. در نتیجه این واحد مهم تولیدی که زمانی حدود چهار هزار کارگر داشت تحت تاثیر سیاست های تعدیلی و واردات محور اکنون با حدود هزار و هفتصد کارگر کار می کند.

تجربه اعتصابات کارگری و فرجام تلخ بسیاری از اعتصابات گذشته نشان داده است که کارگران بدون تکیه به نیروی خود و اتحاد طبقاتی با همسرنوشتان نمی توانند در برابر اتحاد قدرتمند کارفرمایان و حاکمیت ایستادگی کنند و حتی اگر بتوانند حقوق معوق خود را از طریق اعتصاب دریافت کنند، امری موقتی بوده و فروپاشی اقتصادی و سیاست های ضد کارگری بار دیگر معیشت و دستمزد کارگران را نشانه خواهد گرفت.