اتحاد کارگران انقلابی ایران: جزئیات منتشره از ضرب و شتم و شکنجه فعالان حقوق زنان در گیلان از سوی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در پی بازداشت آنها تکان دهنده است. براساس گزارش ها برخی از این کنشگران، از جمله سارا جهانی، دکتر داروساز بیمارستان سوانح سوختگی رشت، که از ارائه رمز عبور گوشی خود خودداری کردهاند، هدف ضرب و شتم قرار گرفته اند.
تیم بازجویی بازداشتگاه وزارت اطلاعات هومن طاهری، کنشگر ساکن گیلان، را چندین بار و به شدت کتک زدهاند، به طوری که یک دندانش شکسته، صورتش به شدت ورم کرده و اثرات کبودی در گردن و خراش در دیگر نقاط بدنش پس از گذشت چند روز و انتقال او به بند عمومی، همچنان قابل مشاهده است.
برخی از بازداشتشده گان از روز بازداشت حق تماس و ملاقات نداشتهاند تا خبر ضرب و شتم به بیرون درز نکند. رفتار وحشیانه وزارت اطلاعات با بازداشت شده گان که پیش از این بارها در مناسبت های مختلف در مورد سایر فعالین بازداشتی هم شاهد آن بوده ایم، به روشنی نشان می دهد که ادعای آنها مبنی بر کشف «یک تیم مرتبط با عناصر بیگانه که در حال برنامه ریزی و اقدام برای دامن زدن به آشوب و خرابکاری در سالگرد اغتشاشات پاییز گذشته» بوده اند که در پی دستگیری های صورت گرفته به شکل اطلاعیه منتشر کردند دروغی کثیف با هدف توجیه بازداشت های وحشیانه بیش نبوده است. اول فعالین علنی و شناخته شده را در شهرهای مختلف به صورت همزمان دستگیر کرده اند و قبل از دستگیری سناریوی مورد نظر خود را برای آنها ساخته اند، سپس زیر بازجویی سنگین و ضرب و شتم بازداشت شده گان طی دو هفته اخیر سعی کرده اند آنها را وادار به اعتراف به سناریوی از پیش تهیه شده خود کنند.
آنها زیر شکنجه باید اعتراف کنند که با شبکه های خبری خارجی مرتبط اند. برخی از آنها را می زنند تا اعتراف کنند که « توسط سرویسهای اطلاعاتی دشمن در خارج از کشور» «آموزش» دیده اند. سناریوها همه جا شبیه هم است: هر کس که بازداشت می شود از خارج پول گرفته، و با سرویس های اطلاعاتی هم ارتباط داشته است.
این سناریو از بس استفاده شده که دیگر هیچ کس حتی در میان بقایای نیروهای وفادار به رژیم هم آن را باور نمی کنند؛ چه رسد به مردم که به خوبی ذات توطئه گر دستگاههای امنیتی، و خشونت و سبوعیت این نیروها و روش های پرونده سازی و اتهام زنی آنها را می شناسند.
آنچه بازداشت های گیلان و به طور کلی موج بازداشت های مرتبط با فرا رسیدن سالگرد خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» و قتل عمد ژینا امینی را تلخ تر و دردناک تر می سازد، سادگی و دسترس پذیری بازداشت شده گان برای نیروهای امنیتی است. اگر چه نیروهای امنیتی با فضا سازی روانی و با هدف ایجاد ترس و ارعاب سعی کرده اند به این بازداشت ها ابعاد پیچیده و سازمان یافته و فوق تخصصی بدهند، شناخت موجود نشان می دهد که آنان به خاطر فعالیت های علنی برای نیروهای امنیتی شناخته شده بوده اند و بازداشت ها انرژی، هزینه، سازماندهی و تخصص خاص یا پیچیده ای نیاز نداشته است.
یکی از کاستی های چشمگیر خیزش انقلابی یک سال اخیر مساله سازماندهی بوده و حفظ امنیت کنشگران در پایداری شبکه ها و کارکرد سازماندهی ها حیاتی است. بازداشت همزمان تعدادی از فعالین در چندین شهر گیلان نشانه قدرت وزارت اطلاعات نیست، نشانه اهمیت تلاش مضاعف برای رفع عدم تناسب میان شکل فعالیت با نیازهای بلافصل حفظ و تداوم خیزش انقلابی در شرایط کنونی است.
تغییر شکل فعالیت از علنی- تبلیغی به غیر علنی- سازمانگر و تلفیق این دو شکل بر پایه ارتباطات واقعی میان وجوه مختلف کنشگری در شرایطی که دستگاه سرکوب در میان مردم منزوی و مطرود است می تواند کابوسی واقعی برای نیروهای امنیتی و اطلاعاتی باشد. عدم شناخت سازمانگران و شکل و گستره اقدام آنان، قطعا دامنه بازداشت های سازمان یافته نیروهای اطلاعاتی را کاهش می دهد، انرژی، توان سازمانی و لجستیک بیشتری برای شناسایی و ضربه زدن به فعالین می طلبد و از این طریق هزینه سرانه سرکوب را برای آدمکشان و شکنجه گران بالاتر می برد.
